{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاک سیه مباش که کس برنگیردت

خاک سیه مباش که کس برنگیردت
ایینه شو که خدمت آن ماهرو کنی
جان تو جلوه گاه آن گهی شود
کایینه اش به اشک صفا شست و شو کنی
درمان درد عشق صبوری بود ولی
با من چرا حکایت سنگ و سبو کنی
خون می چکد ز ناله ی بلبل درین چمن
فریاد از تو گل ، که به هر خار خو کنی
دیدگاه ها (۰)

گر چشم دل بر آن مه ایینه رو کنی سیر جهان در اینه ی روی او کن...

جان تو جلوه گاه آن گهی شود کایینه اش به اشک صفا شست و شو کنی...

امان از این بوی ِ پاییز و آسمان ابری ! که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچکس ِ دیگری … فقط میدا

من از عالم تو را تنها گزیدمروا داری که من غمگین نشینم؟!

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

خاک سیه مباش که کس برنگیردتآیینه شو که خدمت آن ماهرو کنی...#...

...گر چشم دل بر آن مه آیینه رو کنیسیر جهان در آینه ی روی او ...

خاک سِیه مباش که کَس بَرنگیردتآیینه شو که خدمت آن ماهرو کنی....

خآک سیَه مَبآش کِه کَس بَرنَگیرَدَتآیِینِه شوُ کِه خِدمَتِ آ...

خون می‌چکد ز ناله بلبل در این چمنفریاد از تو گل که به هر خار...

هو الحقّ«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» ...

@bazmeshaeran چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردمچو درمانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط