{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دور شمع پیکرت،گردیده ام خاکسترت

دور شمع پیکرت،گردیده ام خاکسترت
ای به قربان تو و این رنگ زرد پیکرت

از نفس های بلندت میل رفتن می چکد
حق بده امشب بمیرم در کنار بسترت

تا نگیرد خون تازه گوشه ی تابوت را
مهلتی تا که ببندم دستمالی برسرت

حیف شد، از آن همه دلواپسی کودکان
کاسه های شیر مانده روی دست دخترت

کاش می مردم نمی دیدم به خاک افتاده است
هیبت طوفانی دلدل سوار خیبرت

خلوت شبهای سوت و کور نخلستان شکست
با صدای وا علی و وای حیدر حیدرت

شهر کوفه تا نگیرد انتقام بدر را
دست خود را بر نمی دارد پدر جان از سرت

با شمایی که امیر کوفه اید اینگونه کرد
الامان از کاروان دختر بی معجرت

می روی اما برای صد هزاران سال بعد
میل احسان می نماید غیرت انگشترت
دیدگاه ها (۳)

دور شمع پیکرت،گردیده ام خاکسترتای به قربان تو و این رنگ زرد ...

دور شمع پیکرت،گردیده ام خاکسترتای به قربان تو و این رنگ زرد ...

#عدالت مولایم #علی_عکه به قاتلش هم شیر میدهد...جانم به فدایت...

و آتش چنان سوخت بال و پرت راکه حتّی ندیدیم خاکسترت رابه دنبا...

حسین جانم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط