خبر رسید که ضد انقلاب با حمله به روستایی نزدیک سنندج، دکت
خبر رسید که ضد انقلاب با حمله به روستایی نزدیک سنندج، دکتر جهاد سازندگی را به اسارت برده است
صبح اول وقت راه افتادیم. مصطفی (شهید مصطفی ردانی پور)، عمامه به سر، اما با بند حمایل و یک نوار فشنگ تیر بار دور کمر قوت قلب همه بود.
پیش مرگ های کرد که در کنار ما با دشمن می جنگیدند، چپ چپ به مصطفی نگاه می کردند، باور نمی کردند او اهل رزم و درگیری باشد درگیری تاعصر ادامه داشت، وقت برگشتن، پیش مرگ ها تحت تاثیر شجاعت مصطفی، ول کن او نبودند...
یکی از آنها بلند، طوری که همه بشنوند گفت
اینو می گن آخوند، اینو می گن آخوند...
مصطفی می خندید. دستی کشید به سبیل های تا بناگوش آن کاک مسلح و گفت:
اینو میگن سبیل. اینو می گن سبیل...
روحشان شاد و یادشان گرامی باد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم
صبح اول وقت راه افتادیم. مصطفی (شهید مصطفی ردانی پور)، عمامه به سر، اما با بند حمایل و یک نوار فشنگ تیر بار دور کمر قوت قلب همه بود.
پیش مرگ های کرد که در کنار ما با دشمن می جنگیدند، چپ چپ به مصطفی نگاه می کردند، باور نمی کردند او اهل رزم و درگیری باشد درگیری تاعصر ادامه داشت، وقت برگشتن، پیش مرگ ها تحت تاثیر شجاعت مصطفی، ول کن او نبودند...
یکی از آنها بلند، طوری که همه بشنوند گفت
اینو می گن آخوند، اینو می گن آخوند...
مصطفی می خندید. دستی کشید به سبیل های تا بناگوش آن کاک مسلح و گفت:
اینو میگن سبیل. اینو می گن سبیل...
روحشان شاد و یادشان گرامی باد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم
- ۱.۰k
- ۱۴ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط