کار من جز غم و اندوه و نگهبانی نیست
کار من جز غم و اندوه و نگهبانی نیست
خنده سهم من تنهای پریشانی نیست
هر کس اینجا بخدا درد خودش را دارد
دردم اما بخدا غصه ی زندانی نیست
من و این دل بخدا بی تو شبی می میریم
بعد مرگم سر قبرم نمِ بارانی نیست
'سبب مرگ من آنست که من می دانم
ور نه کار ملک الموت به آسانی نیست'
گفته ام تا پس مرگم بزند چهچهه یار
روز دفنم بخدا مرغ غزل خوانی نیست
سرگشته
خنده سهم من تنهای پریشانی نیست
هر کس اینجا بخدا درد خودش را دارد
دردم اما بخدا غصه ی زندانی نیست
من و این دل بخدا بی تو شبی می میریم
بعد مرگم سر قبرم نمِ بارانی نیست
'سبب مرگ من آنست که من می دانم
ور نه کار ملک الموت به آسانی نیست'
گفته ام تا پس مرگم بزند چهچهه یار
روز دفنم بخدا مرغ غزل خوانی نیست
سرگشته
- ۱.۹k
- ۰۵ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط