{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کار من جز غم و اندوه و نگهبانی نیست

کار من جز غم و اندوه و نگهبانی نیست

خنده سهم من تنهای پریشانی نیست

هر کس اینجا بخدا درد خودش را دارد

دردم اما بخدا غصه ی زندانی نیست

من و این دل بخدا بی تو شبی می میریم

بعد مرگم سر قبرم نمِ بارانی نیست

'سبب مرگ من آنست که من می دانم

ور نه کار ملک الموت به آسانی نیست'

گفته ام تا پس مرگم بزند چهچهه یار

روز دفنم بخدا مرغ غزل خوانی نیست

سرگشته
دیدگاه ها (۱)

کار من جز غم و اندوه و نگهبانی نیستخنده سهم من تنهای پریشانی...

بوس آدم های احساسی تفاوت می کندچون که روی عشق حساسی تفاوت می...

دور باش از آنکه بر عهدش ندارد یک ثباتمی کند هی بی وفایی بی ه...

دور باش از آنکه بر عهدش ندارد یک ثباتمی کند هی بی وفایی بی ه...

عثمان شریف زاده شاعر تاجیکستانی

یزدان درویشی شاعر بروجردی

زهر ترین زاویـــه ی شوکرانمرگ ترین حقه ی جادوگرانداغ ترین شه...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

نظام ارزی؛ ابزار مکش ثروت یا موتور توسعه؟وقتی نظام ارزی از ک...

نظام ارزی؛ ابزار مکش ثروت یا موتور توسعه؟وقتی نظام ارزی از ک...

سهم ملت؛ از «ارابه‌های مرگ» تا «جیب کارتل‌ها»حقیقت عریان این...

سهم ملت؛ از «ارابه‌های مرگ» تا «جیب کارتل‌ها»حقیقت عریان این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط