{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شمع من سوسو مزن حیدر خجالت میکشد

شمع من سوسو مزن حیدر خجالت میکشد

دست بر پهلو مزن حیدر خجالت میکشد

خواستی برخیزی از جا به علی خود بگو

هی به فضه رو مزن حیدر خجالت میکشد

جان من بر لب رسید از سرفه هایت جان من

خانه را جارو مزن حیدر خجالت میکشد

من خودم گیسوی زینب را مرتب میکنم

شانه بر گیسو مزن حیدر خجالت میکشد

در میان بسترت وقتی که می آیم بمان

اینچنین زانو مزن حیدر خجالت میکشد
دیدگاه ها (۲)

ﺯﻳﻨﺐ ﺗﻮﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﺮﻳﻪ ﻛﻦﻣﺜﻞ ﺑﺮﺍﺩﺭﺕ ﺣﺴﻦ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﺮﻳﻪ ﻛﻦ ...

گناه داره بدبخت هههههههههههه

ﮔﻞ، ﺑﺮ ﻣﻦ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻣﻦ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪﺑﻠﺒﻞ ﺑﻪ ﺧﺴﺘﻪ ﺟﺎﻧﯽ ﻣﻦ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ...

آخرای سالهامسال سال اسب بودخیلی ها تاختنخیلی ها باختنخیلی ها...

✍جِنآبِ وَڪ★یڸْ … :شمع من سوسو مزن حیدر خجالت می کشددست بر پ...

شمع من سوسو مزن حیدر خجالت میکشددست بر پهلو مزن حیدر خجالت م...

شمع من سوسو مزن حیدر خجالت میکشددست بر پهلو مزن حیدر خجالت م...

#السلام#علیک#یا#فاطمه#الزهرا سشمع من سوسومزن حیدرخجالت میکشد...

شهادت مظلومانه حضرت زهرا(س)بر تمام شیعیان تسلیت باد ..شمع من...

🖤🖤🖤🖤🖤🖤شمع من سوسومزن حیدرخجالت میکشددست بر پهلو مزن حیدر خجا...

درچطوری دلش آمد که به پهلو بزند!!!شعله ای بر جگر زخمی بانو ب...

.حال تو مثل کبوترهای بی بال و پر استخنده هایت فاطمه! آرام جا...

حضرت زهرا(س)-روز شهادتخانه بود و اشک بود و آه بوداشک زهرا با...

#پیامک_شهادت2 #حضرت_فاطمه_علیهاالسلاموقتی گدای فاطمه بودن بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط