فساد دربار در چهار دیواری كاخهای پهلوی
فساد دربار در چهار دیواری كاخهای پهلوی
ناگفتههای فساد اخلاقی فرح پهلوی
در ابتدا رژیم سعی میكرد فساد دربار را به دلایل فرهنگی مردم مخفی نگه دارد و همین امر موجب شد تا خاندان سلطنت خود را از مردم پنهان و كمكم رابطه باریك خود را با مردم قطع كنند و دربار به یك اشرافیت و طبقهای تبدیل شود كه هیچ چیز بین آنان و مردم را پیوند نزند.
فساد دربار نهتنها در چهار دیواری كاخهای پهلوی نماند، بلكه در تمام اركان رژیم ریشه زد. نهادهای رژیم هرچه به دربار نزدیكتر بودند بیشتر به مظهر فساد تبدیل میشدند و كمكم از درون میپوسیدند و ناگهان فرو میریختند. ممكن است در هر رژیمی فسادی رخ بدهد، اما آنچه منجر به بیاعتمادی مردم میشود، دو موضوع است:
۱- برخورد نكردن نظام و نهادهای آن با فساد.
۲- رخنه كردن فساد در بدنه و در رأس نظام كه در این صورت فساد نهادینه خواهد شد.
فساد در رژیم شاه به علت مبتلا شدن به هر دو موضوع، جزئی از ماهیت آن شده بود تا جایی كه فساد دربار كمكم از پرده برون افتاد و مردم مسلمان ایران را سخت به عكسالعمل واداشت.
بخش اعظم تظاهراتی كه از سال ۱۳۵۶ در ایران آغاز شد، متوجه فساد دربار بود. به گفته ژان لوروریه،
روزنامهنگار فرانسوی: «اگر در كوچه و خیابان از ایرانیان بپرسید چرا رژیم را مورد انتقاد و سرزنش قرار
میدهند و جواب آنها را جمع كنید، فساد و انحطاط اخلاقی رژیم در ردیف اول پاسخ آنها خواهد بود.» (۱)
اگر شعارها، دیوار نوشتهها و پلاكاردهای مردم ایران در دوره انقلاب تجزیه و تحلیل شود، این ادعا را ثابت میكند كه فساد دربار پهلوی یكی از عوامل اعتراض آشتیناپذیر مردم ایران بود. بسیاری از شعارهای مردم، فساد رژیم و مظاهر فساد و عوامل آن را مورد اعتراض قرار میدادند. در ادامه این نوشتار و به عنوان نمونه، گذری برمنقولات نزدیكان فرح پهلوی درباره مفاسد اخلاقی او خواهیم داشت:
فرح پهلوی در یك خانواده بیبند و بار تربیت شده بود. پدرش یك استوار ارتش بود كه به علت سرطان درگذشت و او بهزودی با مادرش راهی تهران شد. دایی فرح، محمدعلی قطبی سرپرستی هر دو را بر عهده گرفت. در این خانواده هیچیك از امور شرعی مراعات نمیشد. فرح در تهران در مدرسه ژاندارك تحت نظر راهبههای فرانسوی دبستان و دبیرستان را طی كرد. به گفته مادر فرح، فرح با پسرداییاش، رضا قطبی «در زیر یك سقف زندگی میكردند.»
محمدعلی قطبی تصمیم گرفت فرزندش رضا را برای تحصیل به فرانسه بفرستد. فرح كه اینك دختر ۱۸
سالهای شده بود، «اصرار ورزید او را هم همراه با رضا به فرانسه» بفرستند و سرانجام دو جوان با یكدیگر
برای تحصیل به فرانسه رفتند. (۲)
فرح در فرانسه با چهار دوست جدید به نامهای لیلی امیرارجمند، كریم پاشا بهادری، فریدون جوادی و بژورن مایرولد آشنا شد. لیلی امیرارجمند بعدها در كاخ پهلوی به جرگه دربار پیوست و سپس همهكاره فرح در كانون پرورش فكری كودكان شد. لیلی امیرارجمند از مبتذلترین زنان و مظهر فساد دربار بود. ملكه مادر در توصیف خانم امیرارجمند میگوید: «این خانم نمونه یك زن بیبندوبار و آزاد از هر نوع قید و بند بود... گاهی اوقات ۱۰، ۱۵ و ۲۰ زن از كاركنان دربار و ندیمهها و خدمه و دوستانش را لخت لخت مادرزاد میكرد و در استخر كاخ بدون هیچ پوششی شنا میكردند.» (۳) یك مرتبه آقای صاحب اختیار، سرپرست خدمههای كاخ به لیلی اعتراض كرد و گفت: «این كار جلوی كارگران كاخ خوب نیست.» لیلی گفت: «بگذار نگاه كنند، برای سوی چشمشان خوب است.» (۴)
لیلی امیرارجمند میگفت: «اگر آدمها در حضور هم معاشقه، مغازله و زناشویی كنند لذتش دوچندان میشود و خودش همیشه مجالس چند نفره راه میانداخت و گاهی كه مرد كم میآوردند از همین خدمه دربار صدا میكردند و میبردند به داخل محفل خودشان.» (۵) شوهر لیلی امیرارجمند، حسینعلی امیرارجمند از او بیغیرتتر بود. «هر وقت مردی [لیلی] زنش را میبوسید، او مؤدبانه تشكر میكرد.» (۶)
مادر فرح نیز از فساد این دوست شبانهروزی فرح تعجب میكند و مینویسد: «البته من از بیپروایی جنسی لیلی ناراضی بودم، بهویژه در مسافرتهای نوشهر و كیش عادت داشت بدون هیچ پوششی وارد دریا شود و برایش اهمیتی نداشت كه دهها نفر نگهبان و گاردیها دارند او را تماشا میكنند.» (۷)
خوشبختانه خانم امیرارجمند در همان دوران تحصیل در فرانسه «تغییر دین داده و به كاتولیك گرویده بود.» (۸) لیلی امیرارجمند با این همه فساد، شب و روز در كنار فرح بود. هرگاه در تهران بودند، در كاخ بود و هرگاه مسافرت میرفتند ملتزم ركاب بود. امیرارجمند چنان به فرح علاقه نشان میداد كه «سعی میكرد حتی در طرز لباس پوشیدن و آرایش شبیه فرح باشد.»(۹) و فرح نیز سعی میكرد در بیبندوباری شبیه ا
ناگفتههای فساد اخلاقی فرح پهلوی
در ابتدا رژیم سعی میكرد فساد دربار را به دلایل فرهنگی مردم مخفی نگه دارد و همین امر موجب شد تا خاندان سلطنت خود را از مردم پنهان و كمكم رابطه باریك خود را با مردم قطع كنند و دربار به یك اشرافیت و طبقهای تبدیل شود كه هیچ چیز بین آنان و مردم را پیوند نزند.
فساد دربار نهتنها در چهار دیواری كاخهای پهلوی نماند، بلكه در تمام اركان رژیم ریشه زد. نهادهای رژیم هرچه به دربار نزدیكتر بودند بیشتر به مظهر فساد تبدیل میشدند و كمكم از درون میپوسیدند و ناگهان فرو میریختند. ممكن است در هر رژیمی فسادی رخ بدهد، اما آنچه منجر به بیاعتمادی مردم میشود، دو موضوع است:
۱- برخورد نكردن نظام و نهادهای آن با فساد.
۲- رخنه كردن فساد در بدنه و در رأس نظام كه در این صورت فساد نهادینه خواهد شد.
فساد در رژیم شاه به علت مبتلا شدن به هر دو موضوع، جزئی از ماهیت آن شده بود تا جایی كه فساد دربار كمكم از پرده برون افتاد و مردم مسلمان ایران را سخت به عكسالعمل واداشت.
بخش اعظم تظاهراتی كه از سال ۱۳۵۶ در ایران آغاز شد، متوجه فساد دربار بود. به گفته ژان لوروریه،
روزنامهنگار فرانسوی: «اگر در كوچه و خیابان از ایرانیان بپرسید چرا رژیم را مورد انتقاد و سرزنش قرار
میدهند و جواب آنها را جمع كنید، فساد و انحطاط اخلاقی رژیم در ردیف اول پاسخ آنها خواهد بود.» (۱)
اگر شعارها، دیوار نوشتهها و پلاكاردهای مردم ایران در دوره انقلاب تجزیه و تحلیل شود، این ادعا را ثابت میكند كه فساد دربار پهلوی یكی از عوامل اعتراض آشتیناپذیر مردم ایران بود. بسیاری از شعارهای مردم، فساد رژیم و مظاهر فساد و عوامل آن را مورد اعتراض قرار میدادند. در ادامه این نوشتار و به عنوان نمونه، گذری برمنقولات نزدیكان فرح پهلوی درباره مفاسد اخلاقی او خواهیم داشت:
فرح پهلوی در یك خانواده بیبند و بار تربیت شده بود. پدرش یك استوار ارتش بود كه به علت سرطان درگذشت و او بهزودی با مادرش راهی تهران شد. دایی فرح، محمدعلی قطبی سرپرستی هر دو را بر عهده گرفت. در این خانواده هیچیك از امور شرعی مراعات نمیشد. فرح در تهران در مدرسه ژاندارك تحت نظر راهبههای فرانسوی دبستان و دبیرستان را طی كرد. به گفته مادر فرح، فرح با پسرداییاش، رضا قطبی «در زیر یك سقف زندگی میكردند.»
محمدعلی قطبی تصمیم گرفت فرزندش رضا را برای تحصیل به فرانسه بفرستد. فرح كه اینك دختر ۱۸
سالهای شده بود، «اصرار ورزید او را هم همراه با رضا به فرانسه» بفرستند و سرانجام دو جوان با یكدیگر
برای تحصیل به فرانسه رفتند. (۲)
فرح در فرانسه با چهار دوست جدید به نامهای لیلی امیرارجمند، كریم پاشا بهادری، فریدون جوادی و بژورن مایرولد آشنا شد. لیلی امیرارجمند بعدها در كاخ پهلوی به جرگه دربار پیوست و سپس همهكاره فرح در كانون پرورش فكری كودكان شد. لیلی امیرارجمند از مبتذلترین زنان و مظهر فساد دربار بود. ملكه مادر در توصیف خانم امیرارجمند میگوید: «این خانم نمونه یك زن بیبندوبار و آزاد از هر نوع قید و بند بود... گاهی اوقات ۱۰، ۱۵ و ۲۰ زن از كاركنان دربار و ندیمهها و خدمه و دوستانش را لخت لخت مادرزاد میكرد و در استخر كاخ بدون هیچ پوششی شنا میكردند.» (۳) یك مرتبه آقای صاحب اختیار، سرپرست خدمههای كاخ به لیلی اعتراض كرد و گفت: «این كار جلوی كارگران كاخ خوب نیست.» لیلی گفت: «بگذار نگاه كنند، برای سوی چشمشان خوب است.» (۴)
لیلی امیرارجمند میگفت: «اگر آدمها در حضور هم معاشقه، مغازله و زناشویی كنند لذتش دوچندان میشود و خودش همیشه مجالس چند نفره راه میانداخت و گاهی كه مرد كم میآوردند از همین خدمه دربار صدا میكردند و میبردند به داخل محفل خودشان.» (۵) شوهر لیلی امیرارجمند، حسینعلی امیرارجمند از او بیغیرتتر بود. «هر وقت مردی [لیلی] زنش را میبوسید، او مؤدبانه تشكر میكرد.» (۶)
مادر فرح نیز از فساد این دوست شبانهروزی فرح تعجب میكند و مینویسد: «البته من از بیپروایی جنسی لیلی ناراضی بودم، بهویژه در مسافرتهای نوشهر و كیش عادت داشت بدون هیچ پوششی وارد دریا شود و برایش اهمیتی نداشت كه دهها نفر نگهبان و گاردیها دارند او را تماشا میكنند.» (۷)
خوشبختانه خانم امیرارجمند در همان دوران تحصیل در فرانسه «تغییر دین داده و به كاتولیك گرویده بود.» (۸) لیلی امیرارجمند با این همه فساد، شب و روز در كنار فرح بود. هرگاه در تهران بودند، در كاخ بود و هرگاه مسافرت میرفتند ملتزم ركاب بود. امیرارجمند چنان به فرح علاقه نشان میداد كه «سعی میكرد حتی در طرز لباس پوشیدن و آرایش شبیه فرح باشد.»(۹) و فرح نیز سعی میكرد در بیبندوباری شبیه ا
- ۱۴.۶k
- ۰۱ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط