زانوهایم را بغل کرده ام

زانوهایم را بغل کرده ام
برای تسکینِ دردهایم !
یادم باشد خدا را شکر کنم
اگرچه شانه هایت را
برای دلِ پُر دردم از من گرفت
اما ...
زانوهایم را عجیب #مرحم ساخت برایم !
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

هر وقت دلتنگ می‌شوم ودلم میگیرد همان لحظه می‌فهممیک جای کار ...

من برای "تـو" یکـ فنجان قهوه ی داغیکـ خلوتـ دنجچند خط شعر تا...

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

با تاخیر 1 روزه تولدت را تبریک می گوییم و نامه ای برایت🎂سلا...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

راز خون پارت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط