《 ازدواج نافرجام 》

《 ازدواج نافرجام 》
⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 13 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩

هه را : دختره خیلی دهاتی استایل شو نگاه مگه برای همچین جای اینو میپوشن
جی‌وون : راستش من موندم جونگکوکی که اون همه دختر سکسی کنارش بودن چطوری قبول کرده با همچین دختری ازدواج کنه حتا بلند نیست مشروب بخوره
توی همون لحظه جونگکوک لیوان مشروبش رو با عصبانیت به میز کوبید
جونگکوک : جی‌وون دهن ببدن تا دندون هات نریختم توی حلقت
جی‌وون : باش بابا مگه چی گفتیم ... درضمن لبخنده خیلی قشنگی داره اگه رفتار و استایل اخلاقشو تعقیر بده خیلی هم سکسی میش....
حرفش تموم نشده بود که مشت قوی جونگکوک حواله صورتش شد
قفسه سینه اش از عصبانیت به شدت بالای و پایین میشد الانم خیلی جلوی خودش رو گرفته‌ بود تا فک اون پسر به اصطلاح دوستش رو نیاره پایین یقه پیراهنش رو گرفت و توی صورتش‌ غرید
جونگکوک : اگه یه دفعه.‌..فقد یه دفعه دیگه حتا اسم زن من از دهنت بگذره با دستای خودش چالت میکنم...میدونی که میتونم
جی‌وون که از ترس به خودش می‌لرزید با لکنت گفت
جی‌وون : باش..باشه ولم کن
جونگکوک محکم دستش رو از یقه اون جدا کرد که باعث شد دوباره روی مبل پرت بشه
......
اشک یک دختر مثل مروارید کمیابی ای که برای کسی ارزشی نداره نه تا وقتی که از دستش نده اشک هاش یکی پی از دیگری روی زمین میریختن
توی اینه روشویی به انعکاس خودش خیره شد نگاه گذرایی به لباس مدل مو و آراشش انداخت خیلی ساده و کاملا پوشیده بودن
/ خیلی احمقی ویوا چرا کسی که دختر های سکسی مثل هه را کنارش بودن بخواد به تو نگاه کنه خیلی احمقی.. خیییلی/
خودش رو خطاب کرد و دست هاش روی لبه روشویی گذاشت و چشماش روی هم فشار داد تا بغض سنگی که گلوش رو می‌فشرد قورت بده اما خیلی موفق نبود اشک هاش رو با پشت دستش پاک کرد ... آرایشش رو تمدید کرد و نفس عمیقی کشید در سرویس بهداشتی رو باز کرد که همون لحظه دستش توسط جونگکوک محکم گرفته شد و دنبال خودش میکشید
دختر که شدت بغض حتا بدتر شده بود با صدای تحلیل رفته گفت
ویوا : جونگکوک دستم درد گرفت
اما اون بدون متوجه به حرفش‌ از بار خارج شد....کنار ماشین ایستاد و با شدت دستش رو ول و درحال که صورتش از خشم قرمز شد بود گفت
جونگکوک : سوارشو‌ بریم
ویوا : برای چی چیزی شده
جونگکوک این بار با داد بلندی گفت
جونگکوک : سوار این ماشین فاکی میشی یا نه
دیدگاه ها (۱)

#pain#P¹⁰⁷#Season²خواست بلند بشه اما پاهاش توان این کار رو ن...

🌙 THE GIRL IN HIS DREAMSدختری در خواب‌های او | فیکشن ۶ پارتی...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۳دست‌های جونگکوک هم...

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁷باهم وارد مرکز خرید شدن اول ...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 3صدای قدم های تند توی راهروی بیمارستا...

وقتی پریود میشه part 1

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. عضلات بازوی تهیونگ...

ادامه سناریو

پارت۷کاتسوکی بعد از اینکه ایزوکو رفت، چند لحظه همون‌طور توی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط