تو کجایی سهراب؟ آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل
تو کجایی سهراب؟ آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند…
وای سهراب کجایی آخر؟ زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند !
تو کجایی سهراب؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند !
ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالی ست… دل خوش سیری چند !
صبر کن سهراب…
گفته بودی قایقی خواهی ساخت !
قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم…
وای سهراب کجایی آخر؟ زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند !
تو کجایی سهراب؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند !
ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالی ست… دل خوش سیری چند !
صبر کن سهراب…
گفته بودی قایقی خواهی ساخت !
قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم…
- ۵.۰k
- ۲۲ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط