{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو کجایی سهراب؟ آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل

تو کجایی سهراب؟ آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند…


وای سهراب کجایی آخر؟ زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند !


تو کجایی سهراب؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند !


ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالی ست… دل خوش سیری چند !


صبر کن سهراب…


گفته بودی قایقی خواهی ساخت !

قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم…
دیدگاه ها (۲)

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش اول)

حمایت نمیشه زیاد خوشگلا

خسف | قصه سیام: امام کاظم (ع) (بخش اول)

تو کجایی سهراب؟ آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کر...

کجایی سهراب؟ آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند...

تو کجایی سهراب؟ آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کر...

تو کجایی سهراب؟ آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کر...

کجایی سهراب؟ آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند...

تو کجایی سهراب؟آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط