تو آموزش یه بار که در منطقه حسابی عرق بچه ها رو درآورده ب

تو آموزش یه بار که در منطقه حسابی عرق بچه ها رو درآورده بود، جمعشون کرد و بهشون گفت : نکنه فکر کنین که فلانی ما را آموزش میده ، من #خاک_پاهای شماهام .
من خیلی کوچکتر از شماهام اگه تکلیف نبود هرگز این کار رو نمی کردم.
ولی دلش رضا نداده بود و با گریه از همه خواست که دراز بکشن، همه تعجب کرده بودن که می خواد چیکار کنه، همه که خوابیدن اومد پایین پای تک تک بچه ها و دست می کشید به کف پوتین بچه ها و خاکش رو می مالید رو پیشانیش می گفت: من خاک پای شماهام

#شهید_ابراهیم_همت

┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
دیدگاه ها (۱)

حتما بادیگارد بهشون گفته بود مه اینا از اون مهمون های مهم و ...

ابلیس

🔰 #خـــاطرات_شهدا | #سنگر_خاطره🌟توی آموزش یه بار که در منطقه...

*خاطرات شهید امیرحاج امینی: - خستگي نداشت. مي گفت من حاضرم ت...

‍ 🌷 🍃 ۱۰ "اسفند،سالگرد " شهادت شهید امیر حاج امینی🌷 🍃 #میخو...

#فرمانده_مان بودفرمانده رزمایش های آموزشیبسیار سخت گیر بود و...

🔞 خاطره‌ای بشنوید از گروهک #کومله که به بهانه مرحومه #مهسا_ا...

#Gentlemans_husband#Season_two#part_210+نامجون دستم به دامنت...

رمان دنیای دروغین پارت سیزدهم

ما با اسرائیل وارد جنگ خواهیم شد، هر کس با ماست، بسم ‏الله ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط