{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه نگا بنداز توی شب

یه نگا بنداز توی شب
چراغا روشنن توی شهر
همه چی قشنگه اما از این بالا
مث بارون و زیر چتر
حس شاعرانه ندارم اصلا
یک از خودم,دو از این آدما خستم
که قفل میشن رو شعرای فریکی فروغ و
تلخی حقیقت و شیرینی دروغ
دیدگاه ها (۳)

راه که میروی ، عقب می مانم نه برای اینکه نخواهم با تو همقدم ...

دقیقا...

مشتی باش عین ما هرکی باش بی ادعاقهرمان قصه هاست سینه سوخته م...

صورتِ بی نقابدو تا چشِ نیمه خواببا خدا بی حسابیه زمینِ بی حص...

پارت ۱۹: از کابوس تا حقیقتِ تلختهیونگ هنوز داشت نفس‌نفس می‌ز...

#pain#P¹¹⁰#Season²لباساش شامل یک پیراهن سفید بود که دو تا دک...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³پانزده سال بعد...رینا ب...

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

~عشق و جدایی~~فصل دوم~ Part :"16"ویو اتهنوز حقیقت اون روز بر...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟲دستپاچه شدم و خواستم گوشی‌...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت دهم: منطقِ بی‌رحم و مرزهایِ شکسته ⛓️...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط