{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

سایـہ و وسوسـہ

𝐏𝐚𝐫𝐭 37


جونگکوک برگشت و با حفظ چهره قبلیش به دختر کنار دستش که متعجب ب اونها نگاه میکرد لبخند ارومیزد : + دوستم با دوست ... دخترش زیادی ح*شرین
دختر : عاو .. یعنی تو نیستی..؟

و با لوندی نگاهش کرد

جونگکوک برگشت و به جلوش نگاه کرد
+به موقعش حتی میتونم به مرض مرگ برسونمت

دختر که جور دیگه ای حرفش رو برداشت کرده بود خنده ای کرد و گفت : هر لحظه کنجکاو ترم میکنی

و لارایی که قصد در آوردن حرص جونگکوک رو داشت اما حالا ... بازهم خودش با ابروهای گره خورده اطراف و نظاره میکرد هواپیما فرود کرد و اون سه نفر که حالا تخس تر از همیشه بودن راهی شدن و لیویا با حس دوئیدن اون دختر پشتشون چشم غره ای رفت و از جونگکوک و جک فاصله گرفت

دختر : اوپا میشه شمارتو بهم بدی ؟

جونگکوک که بدش نمیومد تا یه عروسک متفاوت داشته باشه گفت
+شماره خودتو برام بنویس کارت داشتم تکست میدم

دختر : واقعا ؟

+هوم.. جک میشه زحمتشو بکشی؟ میرم تا یه ماشین پیدا کنم
جک پوف کلافه ای کشید و منتظر موند تا اون دختر شمارش رو .. بده

جونگکوک قدماش رو تند کرد و به لیویا رسید، دستش رو کشید و سرجاش ثابت موند

تو هواپیما داشتی چه غلطی میکردی +

_فکر نمیکنم بهت ربطی داشته باشه

ربط داره حداقل تا وقتی که اون برگه ها رو امضا کردی +

_کاش همون موقع یادم میبود و میگفتم اگه من قراره فقط .
در اختیار تو باشم تو هم نباید با لوندای دیگه بپری

جونگکوک خندید و کمی بعد با قیافه جدی نگاهش کرد دختر

+زیادی جدی گرفتی .. نکنه فکر کردی زوجیم؟

_نه جونگکوک شی.. من جدی نگرفتم فقط ازت میخوام یچیزی و رعایت کنی. حداقل جلو روم با این و اون نباش

لبخند غمگینی زد و با چشمهای سرخش بهش خیره شد : منم آدمم.. منم غرور دارم و این مسئله هیچ ربطی به توهم زوج .. بودنمون نداره

+میدونی که عاشق شدن تو این قرار ممنوعه.. پس مواظب احساساتت باش

. خیلی وقته مرده.. احساساتمو میگم -
نفس عمیقی کشید و چمدونش رو جا به جا کرد تنها چیزی که ازت خواستم احترام بود. به شخصیتم

پشت به جونگکوک کرد و راه افتاد

بعد از چند قدم با صدای جونگکوک متوقف شد

+ آها یعنی تویی که از زمان ورودت به خونم چسبیدی به رفیقم احترام به شخصیت حالیته ؟!؟!؟

لیویا برگشت و آروم گفت: من بهش نچسبیدم. فقط کسی و دیدم که بر خلاف تو بهم احترام میذاشت و باهام مثل آدم برخورد میکرد

کلمه تو رو با تاکید و اشاه انگشتش گفت که جونگکوک قدمی به جلو برداشت و یقه لارا رو صاف کرد و از بین دندوناش غرید :

+نچ ارزششو نداری که بخوام سر به سرت بزارم. پس به پای من نپیچ چون آدمی نیستم که راحت بگذرم

لیویا دست جونگکوک رو از یقه اش باز کرد

_ فقط میخوام یکچیز بدونم. از تحقیر کردن آدما چی نصیبت . میشه؟
لذت +
_ چجوری میتونی

+شاید اگه تو هم جای من بودی این لذت و میبردی.. مثل وقتی که دوست داری به جسمت آسیب بزنی

لیویا سکوت کرد و حرف اضافه ای نزد و به جک که بی تفاوت نسبت به اونها دنبال ماشین دوستش میگشت چشم دوخت کشان کشان چمدونش رو حرکت داد و سمت جک رفت جونگکوک هم پشتش به راه افتاد

جک : بالاخره تشریف آوردید؟
بشینید بریم.. بشين لیویا من چمدونتو میزارم

لیویا لبخندی زد : ممنون جک

و جونگکوک همونطور که به لیویا خیره بود و زبونش رو داخل لپش فشار میداد چمدونش رو به جک داد

دلش پر از حرف نا گفته بود حرفایی که نمیتونست به کسی بزنه... روی قلبش سنگینی زیادی حس میکرد.. عذاب .. ترس.. و ... بیشتر از همه تقاص

همه اینها تقاص گذشتش بود و لیویا حتی به خودش اجازه ... نارضایتی هم نمیداد

چقدر خیابونهای اینجا با کره فرق میکرد

با توقف ماشین جلوی درب مشکی رنگی به خودش اومد و توی .. جاش صاف شد و دیدش رو نسبت به خونه دقیق تر کرد ... آپارتمان بلندی بود که نمای شیک و ساده ای داشت

جک با زدن ریموت در وارد آپارتمان شد و ماشین رو توی پارکینگ پارک کرد
جک : پیاده شید رفقا

جونگکوک که جلو نشسته بود سریع پیاده شد و بی اهمیت به اون دونفر ازشون دور شد

جک : هیپی وایستا کجا میری تو که نمیدونی طبقه چندمه

جونگکوک : وایسادم.. تشریف بیارید

جک سریع چمدون ها رو برداشت و با صدا کردن لیویا به سمت

... اسانسور حرکت کرد

دکمه رو فشرد و منتظر اومدن آسانسور شد

جک : چتونه باز سگ شدید؟

لیویا : چیزی نیست

آسانسور باز شد و اون سه نفر بدون حرف اضافه ای واردش شدن

.. جک دکمه طبقه هشتم رو فشرد

جک : واحد بیست و سوم خونه ماست

به اون دونفر (جونککوک و لیویا نگاه کرد که چشمهاشون از داخل
آینه آسانسور با هم در تلاطم بود هیچ جوره درکشون نمیکرد)
دیدگاه ها (۱۱)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 38جونگکوک از نزدیکی ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 39جونگکوک کمی جلوتر ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 36جک به جونگکوک که ب...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 35 توی ماشین سکوتی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط