{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آواره شدی خانه ی قلبم شده جایت

آواره شدی خانه ی قلبم شده جایت
انداخته ام چشم سیه زیردوپایت

نقش رخ توحک شده برلوح خیالم
ای جان و دل و چشم و سر و تن به فدایت

یک عمرنشستم که قدم رنجه نمایی
حالاچه کنم باهمه ی ناز و ادایت

خواندند دو مرغ قفس از عشق برایم
اما نرسد چهچه بلبل به صدایت

شدقبله گهم عطرتن ویادحضورت
خاک قدمت مهرم و تسبیح دعایت

باآنکه شکستی توبلورانه دلم را
بی پرده بگویم به سرم هست هوایت
دیدگاه ها (۱)

الہےصبح را با زمزمہ یاد تو آغاز مے ڪنم ..ڪہ تنها تویےمعبد آر...

صبحتنها بهانہ ی نمناڪ باغچہ است ،براے عطر پاشیدن و نازیدن . ...

یاد آن شب که تو را دیدم و گفتدل من با دلت افسانهٔ عشقچشم من ...

در زندگی از چیزهای کوچک هم لذت ببرید چون ممکن است یکروز برگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط