شین اوّل شیون

شین اوّل شیون

غزل-مرثیه ای از ساعد باقری در سوک کودکان سوختۀ روستای "شین آباد"


شین: اول شعله ، شین: آخر آتش

شین: شینِ شین آباد ، شین: شعلۀ سرکش


خال گدازش بین بر صورت شاداب

خاکستر سرمه بر چشم آهو وش



وقتی که دشمن _ جهل _ در این سوی مرز است

کاری نمی آید از بازوی آرش


دور نوار تو ، تاب آمده ، بردار

تابم به سر آمد ، زین چرخش پُر خش


از این صدا گیجم ، گیجم که می گوید

مشغول تدبیریم ، چه جای ضعف و غش


می گوید این غم را از یاد خواهد شُست

عکس گل سیما با نغمه ای دلکش


انصاف کو یارب؟ خار است در چشمم

تقدیر گلها ماند ، در مشت مشتی لش


شین: اول شیون ، شین: آخر گوش است

نشنیدن است آری، این شعر تقدیرش



#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط