فرشته کوچولو جهنم من
#فرشته.کوچولو.جهنم.من
PART:1
..................
جونگکوک گفت " نمیدونم من دوست دارم با عشق ازدواج کنم اما اعتماد کردن به زن سخته خودت میدونی .." تهیونگ چیزی نگفت و از هم خداحافظی کردن و جونگکوک هم تو فکر بود نمیدونست چیکار کنه تقصیر خودش نبود . اما اینبار امشب نمیدونست که قراره اوضاع عوض بشه . جونگکوک بلند شد و شروع کرد به انجام دادن کارهایش ....
..................
Pov: زمان داخل مهمونی
سوآ و لینا وارد مهمونی شدن فقط اون دونفر بودن که از هر نظر زیبا به نظر میرسیدن و متفاوت بودن هردو رفتن یک گوشه بدون جلب توجه نشستن مشغول صحبت کردن شدن چون چند وقتی بود که باهم صحبتی نکردن . مدتی گذشت و جونگکوک وارد مهمونی شده بود با هیونگ هاش و رفتن یک گوشه و غرق صحبت کردن بودن جونگکوک هنگامی که داشت ویسکی مینوشید نگاهش به سوآ افتاد .....جوری بود که نمیتونست نگاهش رو بگیره چشمانش قفل شده بود روی دختر که جیمین متوجه جونگکوک شد هعی صداش میکرد و جونگکوک جواب نمیاد . نمیدونست که جونگکوک برای اولین بار عاشق دختر شده که با دستی که به شونه هاش برخورد کرد به خودش برگشت بدون اینکه چشماش رو از نگاه کردن به دختر برداره گفت "چیه؟" جیمین گفت " هعی .. حالت خوبه ؟ ده بار صدات کردم جوابم رو نمیدی چرا هعی نگاه به اون___...." جیمین نگاهش افتاد به اون دختر که جونگکوک نگاه میکرد به اعضا علامت داد که این صحنه رو ببینن و اعضا متوجه شدن که جین اروم گفت " پس بلاخره عاشق شد..." تهیونگ لبخند زد و همه خوشحال شدن که جونگکوک قلب سنگی اش بلاخره آب شده و عاشق شده ... جونگکوک شروع کرد به حرف زدن و به تهیونگ گفت " تو اون فرشته رو میشناسی؟" تهیونگ اروم خندید و گفت " اوه منظورت اون فرشته همون الهه شیطانیه؟" جونگکوک تعجب کرد و گفت " الهه شیطانی؟ منظورت چیه؟" تهیونگ گفت " اره الهه شیطانی معروفه همه از خنده اش میترسن ! او کانگ سوآ موفق ترین زن مافیاست و بخاطر انتقام مرگ پدر و مادرش مافیا شده همه مرد های مافیا عاشقش و هرکاری برای نزدیک شدن بهش میکنن خیلیا بهش درخواست ازدواج دادن همه رو رد کرده . میتونی سوآ رو عاشق....خودت کنی؟"... جونگکوک گفت " البته که میکنم ... اون فرشته مال من هست و خواهد بود. نمیزارم کس دیگه ای حتی بهش نزدیک بشه جز من....برای اولین بار دل باختم اول باید داستان زندگی اش و درباره خودش بیشتر بفهمم اما برای درخواستی که پدرم داره باید اجرا کنم بعد با سوآ صحبت میکنم که قضیه چیه ..."
مدتی بعد نوبت جونگکوک شد برای سخنرانی همه نگاه ها به اون بود که جونگکوک با اعتماد به نفس کامل شروع کرد به حرف زدن
" سلام به همگی . شب همگی خوش این مهمونی...مهمونی خوبی بود من از اینجا تشکر میکنم که به اینجا اومدید و زحمت کشیدید و من میخوام خبری رو بهتون بگم که همگی شما منتظر این لحظه بودید من همسر خودم رو انتخاب کردم و الان هم بین شما حضور داره ...که یه فرشته زیباست ....قراره ملکه قلب من و ملکه زیرین این دنیا باشه فرشته کوچولو شیطانی من ....لیدی و جنتلمن معرفی میکنم کانگ سوآ یا بهتره بگم جئون سوا"
#جونگکوک#تهیونگ#بی تی اس #مافیا#کره جنوبی# رمان #حمایت..................
PART:1
..................
جونگکوک گفت " نمیدونم من دوست دارم با عشق ازدواج کنم اما اعتماد کردن به زن سخته خودت میدونی .." تهیونگ چیزی نگفت و از هم خداحافظی کردن و جونگکوک هم تو فکر بود نمیدونست چیکار کنه تقصیر خودش نبود . اما اینبار امشب نمیدونست که قراره اوضاع عوض بشه . جونگکوک بلند شد و شروع کرد به انجام دادن کارهایش ....
..................
Pov: زمان داخل مهمونی
سوآ و لینا وارد مهمونی شدن فقط اون دونفر بودن که از هر نظر زیبا به نظر میرسیدن و متفاوت بودن هردو رفتن یک گوشه بدون جلب توجه نشستن مشغول صحبت کردن شدن چون چند وقتی بود که باهم صحبتی نکردن . مدتی گذشت و جونگکوک وارد مهمونی شده بود با هیونگ هاش و رفتن یک گوشه و غرق صحبت کردن بودن جونگکوک هنگامی که داشت ویسکی مینوشید نگاهش به سوآ افتاد .....جوری بود که نمیتونست نگاهش رو بگیره چشمانش قفل شده بود روی دختر که جیمین متوجه جونگکوک شد هعی صداش میکرد و جونگکوک جواب نمیاد . نمیدونست که جونگکوک برای اولین بار عاشق دختر شده که با دستی که به شونه هاش برخورد کرد به خودش برگشت بدون اینکه چشماش رو از نگاه کردن به دختر برداره گفت "چیه؟" جیمین گفت " هعی .. حالت خوبه ؟ ده بار صدات کردم جوابم رو نمیدی چرا هعی نگاه به اون___...." جیمین نگاهش افتاد به اون دختر که جونگکوک نگاه میکرد به اعضا علامت داد که این صحنه رو ببینن و اعضا متوجه شدن که جین اروم گفت " پس بلاخره عاشق شد..." تهیونگ لبخند زد و همه خوشحال شدن که جونگکوک قلب سنگی اش بلاخره آب شده و عاشق شده ... جونگکوک شروع کرد به حرف زدن و به تهیونگ گفت " تو اون فرشته رو میشناسی؟" تهیونگ اروم خندید و گفت " اوه منظورت اون فرشته همون الهه شیطانیه؟" جونگکوک تعجب کرد و گفت " الهه شیطانی؟ منظورت چیه؟" تهیونگ گفت " اره الهه شیطانی معروفه همه از خنده اش میترسن ! او کانگ سوآ موفق ترین زن مافیاست و بخاطر انتقام مرگ پدر و مادرش مافیا شده همه مرد های مافیا عاشقش و هرکاری برای نزدیک شدن بهش میکنن خیلیا بهش درخواست ازدواج دادن همه رو رد کرده . میتونی سوآ رو عاشق....خودت کنی؟"... جونگکوک گفت " البته که میکنم ... اون فرشته مال من هست و خواهد بود. نمیزارم کس دیگه ای حتی بهش نزدیک بشه جز من....برای اولین بار دل باختم اول باید داستان زندگی اش و درباره خودش بیشتر بفهمم اما برای درخواستی که پدرم داره باید اجرا کنم بعد با سوآ صحبت میکنم که قضیه چیه ..."
مدتی بعد نوبت جونگکوک شد برای سخنرانی همه نگاه ها به اون بود که جونگکوک با اعتماد به نفس کامل شروع کرد به حرف زدن
" سلام به همگی . شب همگی خوش این مهمونی...مهمونی خوبی بود من از اینجا تشکر میکنم که به اینجا اومدید و زحمت کشیدید و من میخوام خبری رو بهتون بگم که همگی شما منتظر این لحظه بودید من همسر خودم رو انتخاب کردم و الان هم بین شما حضور داره ...که یه فرشته زیباست ....قراره ملکه قلب من و ملکه زیرین این دنیا باشه فرشته کوچولو شیطانی من ....لیدی و جنتلمن معرفی میکنم کانگ سوآ یا بهتره بگم جئون سوا"
#جونگکوک#تهیونگ#بی تی اس #مافیا#کره جنوبی# رمان #حمایت..................
- ۵.۳k
- ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط