معرفی امامزادگان واماکن مذهبی کوردستان.....بخش نوزدهم
معرفی امامزادگان واماکن مذهبی کوردستان.....بخش نوزدهم
: زمان دقیق مهاجرت سید محمد به کردستان روشن نیست، امّا بر اساس مدارکی چند در این ارتباط، از جمله آنکه گویا وی مرید شیخ عمر سهروردی بوده و او نیز در 632 هجری قمری وفات یافته، و همچنین از آنجا که سیّد محمّد معاصر امیر مقربالدین والی سنندج و کرمانشاه بوده و در عصر سلاجقه می زیسته، بنابراین شواهد و قرائن، می بایستی زمان آمدن سید محمد به کردستان در حوالی سال 600 هجری قمری اتفاق افتاده باشد... بدینسان، زمانی که سید محمد در هیئت درویشی به پاوه وارد می شود، عدهای در اطراف وی جمع می شوند و بعید نیست که درباره او غلو کرده باشند... این ماجرا به سمع قاضی شرع می رسد و او نیز امیر مقربالدین را در جریان این امر قرار می دهد. امیر فرمان می دهد که آتشی بزرگ برافروزند و سید محمد را به رفتن به میان آتش فرمان می دهد. سید محمد بیتأمل به میان آتش می شتابد امّا در کمال تعجّب ناظران، پس از مدتی از میان آن آتش سوزان به سلامت بیرون می آید. امیر مقربالدین با دیدن این منظره، به او می گوید: من شاه نیستم، شاه اوست. لذا مقام رفیع معنوی وی را باور می کند و در نهایت دلپاکی و صداقت به او سر می سپارد و یکی از روستاهای ملکی خویش را در ناحیه کرهوز در منطقه کوماسی موسوم به قتلوآباد بر سید محمد و اولادش وقف می کند و هماز این رو، سید محمد در آن مکان رحل اقامت می افکند.
#کورد
#کوردستان
: زمان دقیق مهاجرت سید محمد به کردستان روشن نیست، امّا بر اساس مدارکی چند در این ارتباط، از جمله آنکه گویا وی مرید شیخ عمر سهروردی بوده و او نیز در 632 هجری قمری وفات یافته، و همچنین از آنجا که سیّد محمّد معاصر امیر مقربالدین والی سنندج و کرمانشاه بوده و در عصر سلاجقه می زیسته، بنابراین شواهد و قرائن، می بایستی زمان آمدن سید محمد به کردستان در حوالی سال 600 هجری قمری اتفاق افتاده باشد... بدینسان، زمانی که سید محمد در هیئت درویشی به پاوه وارد می شود، عدهای در اطراف وی جمع می شوند و بعید نیست که درباره او غلو کرده باشند... این ماجرا به سمع قاضی شرع می رسد و او نیز امیر مقربالدین را در جریان این امر قرار می دهد. امیر فرمان می دهد که آتشی بزرگ برافروزند و سید محمد را به رفتن به میان آتش فرمان می دهد. سید محمد بیتأمل به میان آتش می شتابد امّا در کمال تعجّب ناظران، پس از مدتی از میان آن آتش سوزان به سلامت بیرون می آید. امیر مقربالدین با دیدن این منظره، به او می گوید: من شاه نیستم، شاه اوست. لذا مقام رفیع معنوی وی را باور می کند و در نهایت دلپاکی و صداقت به او سر می سپارد و یکی از روستاهای ملکی خویش را در ناحیه کرهوز در منطقه کوماسی موسوم به قتلوآباد بر سید محمد و اولادش وقف می کند و هماز این رو، سید محمد در آن مکان رحل اقامت می افکند.
#کورد
#کوردستان
- ۲.۰k
- ۲۳ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط