For the first and last time پارت۱۳

واقعا دیگه روانی شدم این چهارمین باره دارم این پارتو میزارم اگه پاک بشه دیگه نمینویسم هرکی میخواد بیاد پی وی کلشو بهش بگم

ا/ت‌ویو:
الان سه روز گذشته و من درسته دیگه کنار یک ببر و داخل اتاقی پر از خون نیستم
اما هنوزم یک هفته نگذشته و کسی حق دادن اب و غذا رو به من نداره
واقعا دیگه توانی نداشتم مخصوصا بعد از اون ضربه ها و اون حجم خونی که ازم رفت
بیحال توی اتاقی که منو زندونی کرده بودن نشتسته بودم و به دیوار تکیه دادم و زانو هامو توی بغلم گرفتم
دیگه ابی نداشتم توی بدنم که بخوام برای اشک حرومش کنم و فقط با بغض از پنجره به بیرون نگاه میکردم
بعد از مدتی با صدای ضعیفی درخواست کمک میکردم
اجوما:ا/ت؟خودتی؟
*اجومااا
واقعا خوشحال شده بودم اون لحظه فرشته نجاتم شده بود
*اجوما تروخدا برام میشه یکم اب بیاری؟
!بهت گفتم لج نکن دختر بزار ببینم کاری از دستم برمیاد
*لطفاااا
!بزار ببینم چی میشه من برم فعلا

ویو کوک:
داشتم پرونده هارو جا. به جا میکردم که صدای در اومد
#بیا تو
اجوما بود
!ارباب ایرادی نداره یکم به این دختر اب بدم؟
#نمیشه
!فقط یک لیوان این سه. روزه اب نخورده میمیره بنده خدا
#همین که گفتم
اجوما با ناراحتی از اتاق بیرون اومد
جنا که یکی از ندیمه ها بود سمتش رفت
جنا:چیزی شده؟
!نه فقط میخواستم برای این دختر اب ببرم ولی ارباب اجازه ندادن
جنا:اشکالی نداره من اوکیش میکنم
!دختر خودتو تو دردسر میندازیا
جنا:اتفاقی نمیوفته نگران نباش
! از من گفتن بود

جنا رفت و داخل دوتا کیسه رو اب کرد
جون قفل درو نداشت و نمیتونست لیوان بده
به طبقه سوم از چهار طبقه رسید و رفت دم در اتاق ا/ت
جنا : ا/ت..ا/ت ( با صدای اروم)
*ب..بله؟
جنا:بیا دختر برات اب اوردم
* واقعااا؟؟مرسییی
جنا:بیا بدو تا ارباب نیومده

جنا ابو از زیر در رد کرد و به ا/ت رسوند که یهو یه صدایی توی کل عمارت پیچید

«معلوم هست داری چه غلطی میکنی؟!(عربده؛»
دیدگاه ها (۸)

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

عشق بی پایان

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۹☆{اسلاید ۲ لباس خونگی ا/ت}ویو ا/ت...

true Love②⓪شبتهیونگ خونه ی خودم بودم صدای در رو شنیدم.. سونگ...

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

سناریو خط قرمز پارت اخر

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط