چند پارتی جین پارت اول
علامت ها ( ات + جین _ بقیه × )
چند روزی بود که حالت خوب نبود و نمیتونستی چیزی بخوری جین هم خیلی تلاش میکرد و انواع غذا ها و دسر ها مختلف روبرات درست میکرد تا شاید یکم بخوری ولی حالت تهوح و دل دردی که داشتی نمیزاشت چیزی بخوری جین دکتر مغر و اعصاب بود تخصص ارتوپد هم داشت و ر ییس بیمارستان بود و
یک عمارت بزرگ داشت یکی از بهترین دکترای کره بود یک سالی بود که ازدواج کرده بودید و عاشق هم بودید
صبح بلند شدی دیدی جین نیست کنارت اخه همیشه تو بغلش میخوابیدی بلند شدی تا بری دست وصورتت رو بشوری که دیدی یه یاداشت روی پاتختیه برداشتیش و خوندیش از طرف جین بود نوشته بود
_ صبحبخیر لاوم امروز کار فوری پیش اومد مجبور شدم زود برم برای صبحونه پنکیک مورد علاقت رو درست کردم خدمتکار ها امروز مرخصین اگه تونستی یک کو چولو بخور چون رنگ پرید استراحت کن زود میام پیشت کیوتم
خنده ای کردی رفتی دست و صورتت رو شستی موها تو شونه کردی و رفتی پایین که دیدی به لطف جین یک میزی رنگی امادست با پنکیک ها شوکلاتی و توتفرنگی و سس موز و شکولات و عسل صبحانه مورد علاقت واااااو این مرد چقدر می تونه رمانتیک باشه اخه
رفتی نشستی روی صندی ولی تا یک تیکه پنکیک رو گذاشتی توی دهنت سریع رفتی دستشوی و بالا اوردی
+ اه نمیدونم چم شده اخه چرا اینطوری میشم
رفتم بقه صبحانه رو گذاشتم تو یخچال و میز رو جمع کردم و رفتم پایه تی وی نشستم سریال پنت هوس رو دیدم و بعد اینکه تموم شد یکم رفتم تو گوشیم که جین زنگ زد واقعا دلم براش تنگ شد بود لبخندی زدم و جواب دادم که
ویو جین .....
_ صبح بیدار شدم برای ات پنکیک مورد علاقه اش رو درست کردم که بلکه شاید کمی بخوره نمیدونم چرا چند روز حالش خوب نیست همین که میز رو چیدم گوشیم زنگ خورد و بهم گفتن بیمار اورژانسی دارم که باید فورا عمل بشه پس برای ات یاداشت گذاشتم سریع اماده شدم و رفتم بیمارستان
... اوووف بلاخره کارام تموم شد دلم برای ات تنگ شد میدونم که تا الان چیزی نخورده پس رفتم تو گوشیم و شماره ای که my love سیوش کرده بودم رو گرفتم و بعد اینکه یک دونه بوق خورد جواب داد
_ الو
+ الو
_ وردواید بیوتی من چطوره
+ خوبم وورد واید هندسامم
_ ببینم چیزی خوردی یا نه
+ اه نه جین تا لقمه رو گذاشتم تو دهنم فوری بالا اوردم
_ اووه اینطوری که نمیشه اماده شو تا نیم ساعت دیگه میام سراغت بریم پیش دکتر لی
+ اه ولی جین من هالم خوبه نیازی به دکتر رفتن نیست
_ مگه نمیبینی اخه تو دو روزه هیچی نخوردی اینجوری که تلف میشه حرف نباشه همین که کفتم میریم دکتر
+ عهه باشه بابا نخوریم یه وقت
_ به موقش یه لقمه چپت میکنم کیوتی خانم نگران نباش( خنده )
+ خدافظ اقا ی شیر درنده
_ خدافظ خرگوش خانم مظلوم
غعط کردم دختر ه ی زبون دراز هرچی بگی یه جواب داره براش با همینکاراش دل منو برد
ویوات....
رفتم موهامو بیستم و یه لباس پوشیدم ( اسلاید بعدی ) و چون از ارایش خوشم نمی امد و جینم نمیزاش ارایش غلیظ کنم و فقط در حد یه رژ اجازه میداد یکم بالم لب زدم اخه لبام تو این چند روز خشک شده بود یک جفت کفش اسپورت سفید هم پوشیدم و گوشیم رو برداشتم و رفتم تو حیاط عمارت روی تاب نشستم و به درختا نگاه میکردم که صدای بوق ماشین اومد و فهمیدم جین اومده پس رفتم درو باز کردم دیدم اره خودش بود سوار ماشین شدم که گفت
_ توله کوچولوی من حالش چطوره ؟
+ لبامو دادم جلو و لپام باد کردم و کیوت گفتم
+ ددیمو دیدم حوب سودم ( کیوت و بچگونه )
_اوووو پس بیبیم دلش تنگ من شده اره ( خنده شیطانی )
+چیه خو نمیتونم دلتنگ ددیم باشم اصن ددیه خودمه به کس ربطی داره (بچگونه )
_ اوه من همچین جسارتی نکردم بانو اما ددی هم دلش برای اذیت کردن بیبیش تنگ شده بود ( خنده)
و شروع کرد به قلقلک دادن ات
ی...یی..ااا.اا ج.جیی.ناااا ووووییی نن نکن ( جر خوردن ازخنده )
_ وقتی خندید چاله گونه هاش پیدا شدن و دلم ضعف رفت براش پس یه گاز بزرگ از لپش گرفتم که جیغ زد
+ اااااییییی ددیییی دردم گرفت
_اینطوری نکن میخورمتااا
+ یا دلت میاد ( مظلوم و کیوت )
_ اه خب نه ( خنده )
_ خب دیگه بریم ببینیم چرا توله کوچولو غذا های منو نمیتونه بخوره هوم بریم
+ اهوم بریم
+ لبمو یه مک زد و راه افتاد که بریم
+ ای پسر ی شیطون
_ یا ااا خوب چطوری لبای به این خوشگلی رو نخورم اخه اصن ماله بیبیه خودم به کسی ربطی داره هاااا
+ خیرر من همچین جسارتی نمیکنم سرورم
ببشید کم بود سرم داره میترکه از درد سه بار نوشتم اپ نشده بقیش فردا اگه خوشتون امده لایک کنید اگه از بخشیش خوشتون نیومد هم تو پی وی بهم یگید میسی
چند روزی بود که حالت خوب نبود و نمیتونستی چیزی بخوری جین هم خیلی تلاش میکرد و انواع غذا ها و دسر ها مختلف روبرات درست میکرد تا شاید یکم بخوری ولی حالت تهوح و دل دردی که داشتی نمیزاشت چیزی بخوری جین دکتر مغر و اعصاب بود تخصص ارتوپد هم داشت و ر ییس بیمارستان بود و
یک عمارت بزرگ داشت یکی از بهترین دکترای کره بود یک سالی بود که ازدواج کرده بودید و عاشق هم بودید
صبح بلند شدی دیدی جین نیست کنارت اخه همیشه تو بغلش میخوابیدی بلند شدی تا بری دست وصورتت رو بشوری که دیدی یه یاداشت روی پاتختیه برداشتیش و خوندیش از طرف جین بود نوشته بود
_ صبحبخیر لاوم امروز کار فوری پیش اومد مجبور شدم زود برم برای صبحونه پنکیک مورد علاقت رو درست کردم خدمتکار ها امروز مرخصین اگه تونستی یک کو چولو بخور چون رنگ پرید استراحت کن زود میام پیشت کیوتم
خنده ای کردی رفتی دست و صورتت رو شستی موها تو شونه کردی و رفتی پایین که دیدی به لطف جین یک میزی رنگی امادست با پنکیک ها شوکلاتی و توتفرنگی و سس موز و شکولات و عسل صبحانه مورد علاقت واااااو این مرد چقدر می تونه رمانتیک باشه اخه
رفتی نشستی روی صندی ولی تا یک تیکه پنکیک رو گذاشتی توی دهنت سریع رفتی دستشوی و بالا اوردی
+ اه نمیدونم چم شده اخه چرا اینطوری میشم
رفتم بقه صبحانه رو گذاشتم تو یخچال و میز رو جمع کردم و رفتم پایه تی وی نشستم سریال پنت هوس رو دیدم و بعد اینکه تموم شد یکم رفتم تو گوشیم که جین زنگ زد واقعا دلم براش تنگ شد بود لبخندی زدم و جواب دادم که
ویو جین .....
_ صبح بیدار شدم برای ات پنکیک مورد علاقه اش رو درست کردم که بلکه شاید کمی بخوره نمیدونم چرا چند روز حالش خوب نیست همین که میز رو چیدم گوشیم زنگ خورد و بهم گفتن بیمار اورژانسی دارم که باید فورا عمل بشه پس برای ات یاداشت گذاشتم سریع اماده شدم و رفتم بیمارستان
... اوووف بلاخره کارام تموم شد دلم برای ات تنگ شد میدونم که تا الان چیزی نخورده پس رفتم تو گوشیم و شماره ای که my love سیوش کرده بودم رو گرفتم و بعد اینکه یک دونه بوق خورد جواب داد
_ الو
+ الو
_ وردواید بیوتی من چطوره
+ خوبم وورد واید هندسامم
_ ببینم چیزی خوردی یا نه
+ اه نه جین تا لقمه رو گذاشتم تو دهنم فوری بالا اوردم
_ اووه اینطوری که نمیشه اماده شو تا نیم ساعت دیگه میام سراغت بریم پیش دکتر لی
+ اه ولی جین من هالم خوبه نیازی به دکتر رفتن نیست
_ مگه نمیبینی اخه تو دو روزه هیچی نخوردی اینجوری که تلف میشه حرف نباشه همین که کفتم میریم دکتر
+ عهه باشه بابا نخوریم یه وقت
_ به موقش یه لقمه چپت میکنم کیوتی خانم نگران نباش( خنده )
+ خدافظ اقا ی شیر درنده
_ خدافظ خرگوش خانم مظلوم
غعط کردم دختر ه ی زبون دراز هرچی بگی یه جواب داره براش با همینکاراش دل منو برد
ویوات....
رفتم موهامو بیستم و یه لباس پوشیدم ( اسلاید بعدی ) و چون از ارایش خوشم نمی امد و جینم نمیزاش ارایش غلیظ کنم و فقط در حد یه رژ اجازه میداد یکم بالم لب زدم اخه لبام تو این چند روز خشک شده بود یک جفت کفش اسپورت سفید هم پوشیدم و گوشیم رو برداشتم و رفتم تو حیاط عمارت روی تاب نشستم و به درختا نگاه میکردم که صدای بوق ماشین اومد و فهمیدم جین اومده پس رفتم درو باز کردم دیدم اره خودش بود سوار ماشین شدم که گفت
_ توله کوچولوی من حالش چطوره ؟
+ لبامو دادم جلو و لپام باد کردم و کیوت گفتم
+ ددیمو دیدم حوب سودم ( کیوت و بچگونه )
_اوووو پس بیبیم دلش تنگ من شده اره ( خنده شیطانی )
+چیه خو نمیتونم دلتنگ ددیم باشم اصن ددیه خودمه به کس ربطی داره (بچگونه )
_ اوه من همچین جسارتی نکردم بانو اما ددی هم دلش برای اذیت کردن بیبیش تنگ شده بود ( خنده)
و شروع کرد به قلقلک دادن ات
ی...یی..ااا.اا ج.جیی.ناااا ووووییی نن نکن ( جر خوردن ازخنده )
_ وقتی خندید چاله گونه هاش پیدا شدن و دلم ضعف رفت براش پس یه گاز بزرگ از لپش گرفتم که جیغ زد
+ اااااییییی ددیییی دردم گرفت
_اینطوری نکن میخورمتااا
+ یا دلت میاد ( مظلوم و کیوت )
_ اه خب نه ( خنده )
_ خب دیگه بریم ببینیم چرا توله کوچولو غذا های منو نمیتونه بخوره هوم بریم
+ اهوم بریم
+ لبمو یه مک زد و راه افتاد که بریم
+ ای پسر ی شیطون
_ یا ااا خوب چطوری لبای به این خوشگلی رو نخورم اخه اصن ماله بیبیه خودم به کسی ربطی داره هاااا
+ خیرر من همچین جسارتی نمیکنم سرورم
ببشید کم بود سرم داره میترکه از درد سه بار نوشتم اپ نشده بقیش فردا اگه خوشتون امده لایک کنید اگه از بخشیش خوشتون نیومد هم تو پی وی بهم یگید میسی
۱۴.۰k
۰۸ فروردین ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۴)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.