{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در شبِ قدر،

در شبِ قدر،

وقتی آسمان به زمین نزدیک می‌شود،

نامی هست که دل‌ها با آن آرام می‌گیرند:

علی.

علی یعنی نوری که از محراب برخاست

و تا آخرِ تاریخ در دلِ عدالت ماند.

علی یعنی مردی که شمشیرش برای حق بود

و اشکش برای خدا.

در میدان، کوه بود؛

در خلوت، دریایی از خشوع.

دستش اگر بالا می‌رفت،

برای شکستن ظلم بود؛

و اگر پایین می‌آمد،

بر سرِ یتیمی مهربان می‌نشست.

علی مردی بود که قدرت در دست داشت

اما دلش اسیرِ تقوا ماند.

تاریخ از قهرمانان بسیار نوشته است،

اما وقتی به علی می‌رسد

قلم آرام‌تر می‌نویسد؛

چون می‌داند با انسانی رو‌به‌روست

که اندازهٔ کلمات نیست.

علی فقط یک نام نیست؛

میزانِ انسان است.

هر که به او نزدیک‌تر شود،

به عدالت نزدیک‌تر شده است.

و چه شبی بلندتر از شبی

که جهان هنوز در سوگِ عدالتِ اوست.

السلام علیک یا علی بن ابی‌طالب.

#به_قلم #بهرام_محمدی #DBA

#دکترین_حد #اتاق_استراتژی #حق_نه_قدرت

📌 @bmlimit
دیدگاه ها (۰)

ترازویِ سوخته | گزارهٔ ۲۷شکوائیهٔ بهرام محمدی از جزیرهٔ مجنو...

«شلیکِ نهاییِ بهرام محمدی; ترازویِ عدلِ علوی بر گلویِ مفسدان...

«علی؛ گیوتینِ حَد بر گردنِ مسئولِ خائن، به ترازِ بهرام محمدی...

«منشورِ حَدِ بهرام محمدی: در انهدامِ بتِ پنهان و تأسیسِ نظمِ...

«علی؛ گیوتینِ حَد بر گردنِ مسئولِ خائن، به ترازِ بهرام محمدی...

«علی؛ گیوتینِ حَد بر گردنِ مسئولِ خائن، به ترازِ بهرام محمدی...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«علی؛ گیوتینِ حَد بر گردنِ مسئولِ خائن، به ترازِ بهرام محمدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط