۱۴
عشق دوران بچگی من 🌚
پارت ۱۴
فلش بک به خونه :
سوآ ویو :
داشتم با دوستم حرف میزدم که ۱دای در اومد دویدم رفتم سمت در وقتی در باز کردم با قیافه ی ناراحت ته مواجه شدم
سوآ: چی شده ؟
ته : هیچی نشده سه کم خستم ..
کانگ : هیی سلامممم .
سوآ : سلام چطوری
ات : عامم سلام
سوآ : کانگ نمیخوای معرفی کنی
کانگ : دوست دخترم ات
سوآ : ات؟ ( یه ابروش رو داد بالا )
اسمت خیلی آشناست!.
ات : ( لبخند )
ته : هی سوآ ... برین بشینین .
کانگ : راستی سوآ میشه بیای کارت دارم ...
ات ویو :
کانگ و اون دختره فک کنم سوآ بود رفتن بالا حرف بزنن من موندم و تهیونگ این بشر از قبلم هات تر شده ...
ته : خوبی ؟؟
ات : بله
ته : خوبه ... چرا ولم کردی ؟
ات : من ولت کردم ؟؟؟ یا تو
ته : حرفی ندارم
ات : تو الان خودت زن داری دلیل نمیبینم راجب گذشته باهام حرف بزنی
ته : اون گذشته حس خوبی داشت ولی خراب شد
ات : خراب نشد خرابش کردی
پبش سوآ و کانگ :
کانگ : از تهیونگ چه خبر
سوآ : هیچی مدارک رو برداشتم فردا یه دعوایی درست میکنم میزنم بیرون
کانگ : خوبه
سوآ : من همیشه نقشه های خوبی میکشم
کانگ : باشه حالا .... منم دارم ات رو از راه به در میکنم که اینا بهم نرسن
سوآ : عی بابا چقد بد ( خنده )
کانگ : ( کانگ ) مسخره
پیش ات و ته :
ته : درسته من خرابش کردم ولی تو ....
ات : من چی هاااا من چیکارت کردم من هزاربار از دستت دادم اینم روش هزار و یک بار
ته : کانگ واقعا دوست نداره ات
ات : یه ت هیچ ربطی نداره کیم !
ته : عجیبه توام یه روز لیدی کیم بودی !
ات : بس کن دیگه نمیخوام ببینمت .... کانگ : (عربده )
کانگ : جونم
ات : بریم سرم درد میکنه
ته ویو :
بعد رفتنشون سوآ رفت بخوابه منم سریع زنگ زدم به بادیگارد م
ته : خبری شد ؟؟
..... : مواظب خانم سوآ باشین خیلی مشکوکه هروز دنبالشم
شرط : ۳۹ لایک
پارت ۱۴
فلش بک به خونه :
سوآ ویو :
داشتم با دوستم حرف میزدم که ۱دای در اومد دویدم رفتم سمت در وقتی در باز کردم با قیافه ی ناراحت ته مواجه شدم
سوآ: چی شده ؟
ته : هیچی نشده سه کم خستم ..
کانگ : هیی سلامممم .
سوآ : سلام چطوری
ات : عامم سلام
سوآ : کانگ نمیخوای معرفی کنی
کانگ : دوست دخترم ات
سوآ : ات؟ ( یه ابروش رو داد بالا )
اسمت خیلی آشناست!.
ات : ( لبخند )
ته : هی سوآ ... برین بشینین .
کانگ : راستی سوآ میشه بیای کارت دارم ...
ات ویو :
کانگ و اون دختره فک کنم سوآ بود رفتن بالا حرف بزنن من موندم و تهیونگ این بشر از قبلم هات تر شده ...
ته : خوبی ؟؟
ات : بله
ته : خوبه ... چرا ولم کردی ؟
ات : من ولت کردم ؟؟؟ یا تو
ته : حرفی ندارم
ات : تو الان خودت زن داری دلیل نمیبینم راجب گذشته باهام حرف بزنی
ته : اون گذشته حس خوبی داشت ولی خراب شد
ات : خراب نشد خرابش کردی
پبش سوآ و کانگ :
کانگ : از تهیونگ چه خبر
سوآ : هیچی مدارک رو برداشتم فردا یه دعوایی درست میکنم میزنم بیرون
کانگ : خوبه
سوآ : من همیشه نقشه های خوبی میکشم
کانگ : باشه حالا .... منم دارم ات رو از راه به در میکنم که اینا بهم نرسن
سوآ : عی بابا چقد بد ( خنده )
کانگ : ( کانگ ) مسخره
پیش ات و ته :
ته : درسته من خرابش کردم ولی تو ....
ات : من چی هاااا من چیکارت کردم من هزاربار از دستت دادم اینم روش هزار و یک بار
ته : کانگ واقعا دوست نداره ات
ات : یه ت هیچ ربطی نداره کیم !
ته : عجیبه توام یه روز لیدی کیم بودی !
ات : بس کن دیگه نمیخوام ببینمت .... کانگ : (عربده )
کانگ : جونم
ات : بریم سرم درد میکنه
ته ویو :
بعد رفتنشون سوآ رفت بخوابه منم سریع زنگ زدم به بادیگارد م
ته : خبری شد ؟؟
..... : مواظب خانم سوآ باشین خیلی مشکوکه هروز دنبالشم
شرط : ۳۹ لایک
۱۲.۲k
۲۰ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۶)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.