زمستان است و من سر در گریبان
زمستان است و من سر در گریبان
دلم آزرده و سرد است و ویران
به دور از دست های گرم یارم
زمستان م همه باد است و بوران
شدم من در جفای یار دلخون
بیا دلبر مکن دل را پریشان
نگارم،بی تو هر دم جان سپارم
مکن یارا مرا گریان و نالان
لبم در انتظار بوسه هایت
درین فصل زمستان گشت سوزان
شده ویران همه کاشانه ی من
به دور از تو به زیر خشم طوفان
مرا آتش زده جانا فراقت
در این سرمای جانسوز زمستان
شدم چون مرغک بشکسته بالی
که در سوز زمستان گشت عریان
زمستان است و این آغوش سردم
نبیند بعد تو رنگ بهاران
دلم آزرده و سرد است و ویران
به دور از دست های گرم یارم
زمستان م همه باد است و بوران
شدم من در جفای یار دلخون
بیا دلبر مکن دل را پریشان
نگارم،بی تو هر دم جان سپارم
مکن یارا مرا گریان و نالان
لبم در انتظار بوسه هایت
درین فصل زمستان گشت سوزان
شده ویران همه کاشانه ی من
به دور از تو به زیر خشم طوفان
مرا آتش زده جانا فراقت
در این سرمای جانسوز زمستان
شدم چون مرغک بشکسته بالی
که در سوز زمستان گشت عریان
زمستان است و این آغوش سردم
نبیند بعد تو رنگ بهاران
- ۲.۲k
- ۱۸ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط