{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمستان است و من سر در گریبان

زمستان است و من سر در گریبان
دلم آزرده و سرد است و ویران

به دور از دست های گرم یارم
زمستان م همه باد است و بوران

شدم من در جفای یار دلخون
بیا دلبر مکن دل را پریشان

نگارم،بی تو هر دم جان سپارم
مکن یارا مرا گریان و نالان

لبم در انتظار بوسه هایت
درین فصل زمستان گشت سوزان

شده ویران همه کاشانه ی من
به دور از تو به زیر خشم طوفان

مرا آتش زده جانا فراقت
در این سرمای جانسوز زمستان

شدم چون مرغک بشکسته بالی
که در سوز زمستان گشت عریان

زمستان است و این آغوش سردم
نبیند بعد تو رنگ بهاران
دیدگاه ها (۴)

❖ آلبوم شیعه ❖:.به ،به این لطف خدا داد اباعبداللهکه به من عش...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط