مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

جواد سنگونی _ غمِ عشق

سه پنج روزه که بوی گل نیومد؛
صدای چهچهِ بلبل نیومد
برید از باغبانِ گل بپرسید؛
چرا بلبل به صیدِ گل نیومد؟
گلی که خود بِدادم پیچ و تابش
به اشکِ دیدگانم دادم آبش
به درگاه الهی کی روا بی
گل از موُ دیگری گیرد گلابش؟
ز گُلبن چید گلچین گلی را؛ یار…
شنید از پِی صدای بلبلی را
تو خوشبختی گلی چیدی و رفتی، یار…
#جواد_سنگونی#نوحه_استودیویی
دیدگاه ها (۰)

گلی که من بدادم پیچو تابش به اب دیدگانم دادم ابش به درگاه...

گلی که خود بدادم پیچ و تابش.با آب دیدگانم دادم آبش.به درگاه ...

گلی که خود بدادم پیچ و تابشباشک دیدگانم دادم آبشدرین گلشن خد...

گلی که خود بدادم پیچ و تابش به اشک دیدگانم دادم آبش درین گلش...

گُلی که خود بدادُم پیچ و تابش به اب دیدگونُم دادُم ابش به در...

گلی که خود بدادم پیچ و تابشزآب دیدگانم دادم آبشبه در گاه اله...

سه پنج روزه که بوی گل نیومد یار از علیرضا افتخاری

گلی که خود بدٖادم پیچ و تابش به اشک دیـدگانم دادم آبــش ...

استوری عاشقانه روزهای تاریک

سه پنج روزی که بوی گل نیومد از آرون افشار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط