نادر ابراهيمى در كتاب "يك عاشقانه آرام" ميگه:
نادر ابراهيمى در كتاب "يك عاشقانه آرام" ميگه:
ﻗﻠﺐ، ﻣﻬﻤﺎﻧﺨﺎﻧﻪ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺑﻴﺎﻳﻨﺪ
ﺩﻭ ﺳﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﻳﺎ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﻱ ﺁﻥ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﻭﻧﺪ
ﻗﻠﺐ، ﻻﻧﻪ ﻱ ﮔﻨﺠﺸﮏ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﻬﺎﺭ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﺸﻮﺩ
ﻭ ﺩﺭ ﭘﺎﻳﻴﺰ ﺑﺎﺩ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺒﺮﺩ
ﻗﻠﺐ!...
ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻧﻤﻲ ﺩﺍﻧﻢ ﭼﻴﺴﺖ،
ﺍﻣﺎ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺟﺎﻱ ﺁﺩﻣﻬﺎﻱ ﺧﻴﻠﻲ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ !
من ميگم:
قلب، چاه دلخورى نيست كه به وقت بدخلقى سنگريزه اى بينداز
تا صداى افتادنش را بشنوى...
قلب، آيينه ايست كه با هر شكستن چند تكه ميشود !
يكپارچگى اش از هم ميپاشد...
قلب، قاصدكى هست كه اگر پرهايش را بچينى ديگر به آسمان اوج نميگيرد، چرخ ميخورد و هى به دور خود مي پيچد!
قلب، بركه ايست كه آرامشش به نگاهى بهم مى خورد...
قلب، اگر بتواند كسى را دوست بدارد، خوبى ها حتى زخم زبان هايش را نقش ديوارش ميكند.
حال اينكه قلب چيست؟ بماند ،فقط اين را مى دانم...
قلب، وسعتى دارد به اندازه حضور خدا...
من حرمى مقدس تر از قلب سراغ ندارم
ﻗﻠﺐ، ﻣﻬﻤﺎﻧﺨﺎﻧﻪ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺑﻴﺎﻳﻨﺪ
ﺩﻭ ﺳﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﻳﺎ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﻱ ﺁﻥ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﻭﻧﺪ
ﻗﻠﺐ، ﻻﻧﻪ ﻱ ﮔﻨﺠﺸﮏ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﻬﺎﺭ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﺸﻮﺩ
ﻭ ﺩﺭ ﭘﺎﻳﻴﺰ ﺑﺎﺩ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺒﺮﺩ
ﻗﻠﺐ!...
ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻧﻤﻲ ﺩﺍﻧﻢ ﭼﻴﺴﺖ،
ﺍﻣﺎ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺟﺎﻱ ﺁﺩﻣﻬﺎﻱ ﺧﻴﻠﻲ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ !
من ميگم:
قلب، چاه دلخورى نيست كه به وقت بدخلقى سنگريزه اى بينداز
تا صداى افتادنش را بشنوى...
قلب، آيينه ايست كه با هر شكستن چند تكه ميشود !
يكپارچگى اش از هم ميپاشد...
قلب، قاصدكى هست كه اگر پرهايش را بچينى ديگر به آسمان اوج نميگيرد، چرخ ميخورد و هى به دور خود مي پيچد!
قلب، بركه ايست كه آرامشش به نگاهى بهم مى خورد...
قلب، اگر بتواند كسى را دوست بدارد، خوبى ها حتى زخم زبان هايش را نقش ديوارش ميكند.
حال اينكه قلب چيست؟ بماند ،فقط اين را مى دانم...
قلب، وسعتى دارد به اندازه حضور خدا...
من حرمى مقدس تر از قلب سراغ ندارم
- ۴۶۶
- ۰۴ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط