با مدّعی مگویید اسرار عشق و مستی *** تا بی خبر بمیرد در د
با مدّعی مگویید اسرار عشق و مستی *** تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید *** نا خوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم *** با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی
سلطان من خدا را زلفت شکست ما را *** تا کی کند سیاهی چندین دراز دستی
در گشوه ی سلامت مستور چون توان بود *** تا نرگس تو با ما گوید رموز مستی
آن روز دیده بودم این فتنه ها که برخاست *** کر سرکشی زمانی با ما نمی نشستی
عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ *** چون برق ازین کشاکش پنداشتی که جستی
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید *** نا خوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم *** با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی
سلطان من خدا را زلفت شکست ما را *** تا کی کند سیاهی چندین دراز دستی
در گشوه ی سلامت مستور چون توان بود *** تا نرگس تو با ما گوید رموز مستی
آن روز دیده بودم این فتنه ها که برخاست *** کر سرکشی زمانی با ما نمی نشستی
عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ *** چون برق ازین کشاکش پنداشتی که جستی
- ۲.۳k
- ۱۸ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط