خداوند از اعماق قلبم ازت خواستارم.....
خداوند از اعماق قلبم ازت خواستارم.....
که دختران مهربون و نازنین سرزمین زیبای مادریم ایران زمین رو برگ برگشون و تک تکشون رو خوشبخت و به ارزوی قلبیشون برسونی و همچنین زندگی هر روز آساتتر و بهتریو براشون رقم بزنی و هیچ اشک پاکی ازچشمهای نازنین های سرزمینم رو نبینم که بر زمین بیوفته و یا قلب مهربونی بشکنه......مهربانوهای خاکم و مادرهای آینده فرزندان این دیار همیشه لبخند از ته دل و اشک شوق در چشمان قشنگشون حلقه بزنه دختران سرزمین من لایق بالاترینها و بهترینها هستن... ......تقدیم به بانوان با محبت سرزمینم ........ناقابل......⚘💖 💓 💓 💓 💓 💓 💖 ⚘
دختر کولی....💕 💓 💜 ⚘
یک شاعر خسته که در ساکی غزل داشت...
هی می سرود و چشم نمناکی غزل داشت...
دیوانه ی شهری که هرگز پی نبرده.
ناگفته های شعر او با کی غزل داشت.
با آسمان دستهایش باز میشد..
آه از دخیلی که سر تاکی غزل داشت.
مریم!.خدای شعرهایم برایت....
با سیب وجود آب پاکی غزل داشت..
آری خدایت سالها با کاوه جنگید .
در ذهن این شاعر که ضحاکی غزل داشت .
قرآن نگفته گر خدای ما تو هستی
پس در ایاک نعبد و ایا کی غزل داشت؟
من کفشهای دختر کولی که از من ...
حتی نمیدانم که او تا کی غزل داشت
جا این خدای کم تحمل میستایم
هر چند قلبش تپه ی خاکی غزل داشت.
در سبزی گلهای کفش خاک خورده.
چپه گل بی خار و خاشاکی غزل داشت........
که دختران مهربون و نازنین سرزمین زیبای مادریم ایران زمین رو برگ برگشون و تک تکشون رو خوشبخت و به ارزوی قلبیشون برسونی و همچنین زندگی هر روز آساتتر و بهتریو براشون رقم بزنی و هیچ اشک پاکی ازچشمهای نازنین های سرزمینم رو نبینم که بر زمین بیوفته و یا قلب مهربونی بشکنه......مهربانوهای خاکم و مادرهای آینده فرزندان این دیار همیشه لبخند از ته دل و اشک شوق در چشمان قشنگشون حلقه بزنه دختران سرزمین من لایق بالاترینها و بهترینها هستن... ......تقدیم به بانوان با محبت سرزمینم ........ناقابل......⚘💖 💓 💓 💓 💓 💓 💖 ⚘
دختر کولی....💕 💓 💜 ⚘
یک شاعر خسته که در ساکی غزل داشت...
هی می سرود و چشم نمناکی غزل داشت...
دیوانه ی شهری که هرگز پی نبرده.
ناگفته های شعر او با کی غزل داشت.
با آسمان دستهایش باز میشد..
آه از دخیلی که سر تاکی غزل داشت.
مریم!.خدای شعرهایم برایت....
با سیب وجود آب پاکی غزل داشت..
آری خدایت سالها با کاوه جنگید .
در ذهن این شاعر که ضحاکی غزل داشت .
قرآن نگفته گر خدای ما تو هستی
پس در ایاک نعبد و ایا کی غزل داشت؟
من کفشهای دختر کولی که از من ...
حتی نمیدانم که او تا کی غزل داشت
جا این خدای کم تحمل میستایم
هر چند قلبش تپه ی خاکی غزل داشت.
در سبزی گلهای کفش خاک خورده.
چپه گل بی خار و خاشاکی غزل داشت........
- ۱.۷k
- ۲۸ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط