خب ما هیچوقت دوستِ عکاسی نداشتیم که ببردمان لای برگ های ر

خب ما هیچوقت دوستِ عکاسی نداشتیم که ببردمان لای برگ های رنگارنگِ پاییزی، ما ژست بگیریم و به افق خیره شویم و او هی عکس بگیرد و در آخر با شاهکارهای یک در میان راهی خانه شویم و با عکس هایمان دلبری کنیم. راستش اهل سلفی بودیم و عادت داشتیم تنهایی مان را قاب کنیم برایتان بفرستیم.

ما دخترهای سیاست مداری نبودیم که بلد باشیم کجا جوابِ زنگ و تماس هایتان را ندهیم تا دلتنگمان شوید، و کجا کمی محبت چاشنیِ رابطه کنیم تا دلسرد نشوید...ما بلد نبودیم ریز محبت کنیم تا هول برتان ندارد، بلد نبودیم وقتی زنگ میزنید نپریم روی گوشی و جوابتان را ندهیم. بلد نبودیم وقتی می بینیمتان به چشم هایمان بگوییم برق نزنند. بلد نبودیم حتا وقتی دلخوریم با شما قهر کنیم. ما بلد نبودیم، خیلی چیزها را که یک دختر باید بلد باشد بلد نبودیم. شاید همین "نابلدی" ها بود که کار را به اینجا کشاند، که با بی رحمی دل گرفتید و دل بستید و دل کندید...


╲\╭®
╭🌹 ╯
® ╯\╲
دیدگاه ها (۳)

‎خب ما هیچوقت دوستِ عکاسی نداشتیم‎که ببردمان لای برگ های رنگ...

?‎خب ما هیچوقت دوستِ عکاسی نداشتیم ‎که ببردمان لای برگ های ر...

خب ما هیچوقت دوستِ عکاسی نداشتیم که ببردمان لای برگ های رنگا...

خب ما هیچوقت دوستِ عکاسی نداشتیم که ببردمان لای برگ های رنگا...

دانلود کتاب پیش از این که بگویم خداحافظ - مری هیگینز

‏نوشته بود:گاز گرفتن زبونت موقع غذا خوردن؛مثال خوبیه از اینک...

توآنجاییوآنجانمی‌داندکهچقدرخوشبختاست♡

حال خوب این کوچه رو خریدارم ...

دانلود کتاب جسدهای شیشه ای - نویسنده مسعود کیمیایی

در هر شرایطی، حتی برای یک لحظه، حضور خدا را در زندگیات نادید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط