{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سینه‌ای چاک نکردیم درین فصل بهار

سینه‌ای چاک نکردیم درین فصل بهار
صبحی ادراک نکردیم درین فصل بهار
گریه‌ای از سرمستی به تهیدستی خویش
چون رگ تاک نکردیم درین فصل بهار
ابر چون پنبهٔ افشرده شد از گریه و ما
مژه‌ای پاک نکردیم درین فصل بهار
جگر سنگ به جوش آمد و ما سنگدلان
دیده نمناک نکردیم درین فصل بهار
لاله شد پاک فروش از عرق شبنم و ما
عرقی پاک نکردیم درین فصل بهار
غنچه از پوست برون آمد و ما بیدردان
جامه‌ای چاک نکردیم درین فصل بهار
با دو صد خرمن امید، ز غفلت صائب
تخم در خاک نکردیم درین فصل بهار
دیدگاه ها (۱)

فوایدغرس نهال😊 😌 🙋

همیشه این جمله را با خودت تکرار کن: 👈 ««من مستحق آرامشم»» ﺧﻮ...

گر همچو من افتادهٔ این دام شویای بس که خراب باده و جام شویما...

آمدمت که بنگرم باز نظر به خود کنمسیر نمی شود نظر بس که تو لط...

‌ ‌جگر سنگ به جوش آمد و ما سنگدلاندیده نمناک نکردیم در این ف...

#شهادت_حضرت_زهرا_تسلیت عشقِ من، پاییز آمد مثلِ پارباز هم ما ...

ماه آذر، ماه آتش، ماه دردماه بمب و ماه اشک و بغض سردصبح چهار...

باز این چه شورش است که در خلق عالم استباز این چه نوحه و چه ع...

باز این چه شورش است که در خلق عالم استباز این چه نوحه و چه ع...

باز این چه شورش است که در خلق عالم استباز این چه نوحه و چه ع...

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها باز این چه شورش است...

از مادربزرگم پرسیدم پدربزرگ برات گل خرید؟با لبخند گفت، تمام ...

ویدئو زیبا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط