{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکیمی شاگردان خود را برای یک گردش تفریحی به کوهستان برده

حکیمی شاگردان خود را برای یک گردش تفریحی به کوهستان برده بود.
بعد از پیاده‌روی طولانی، همه خسته و تشنه در کنار چشمه‌ای نشستند و تصمیم گرفتند؛ استراحت کنند.
حکیم به هر یک از آن‌ها لیوانی داد و از آن‌ها خواست قبل از نوشیدن آب یک مشت نمک درون لیوان بریزند. شاگردان هم این کار را کردند.
ولی هیچ‌ یک نتوانستند آب را بنوشند، چون خیلی شور شده بود. سپس استاد مشتی نمک را داخل چشمه ریخت و از آن‌ها خواست از آب چشمه بنوشند و همه از آب گوارای چشمه نوشیدند.
حکیم پرسید: «آیا آب چشمه هم شور بود؟»
همه گفتند: «نه، آب بسیار خوش ‌طعمی بود.»
حکیم گفت: «رنج‌هایی که در این دنیا برای شما در نظر گرفته شده است نیز همین مشت نمک است نه کمتر و نه بیشتر. این بستگی به شما دارد که لیوان آب باشید و یا چشمه که بتوانید رنج‌ها را در خود حل کنید. پس سعی کنید چشمه باشید تا بر رنج‌ها فایق آیید.»
دیدگاه ها (۴)

چشمه باش...حکیمی شاگردان خود را برای یک گردش تفریحی به کوهست...

✅حکیمی شاگردان خود را برای یک گردش تفریحی به کوهستان برده بو...

نمک و دریاحکیمی شاگردان خود را برای یک گردش تفریحی به کوهست...

#داستانک🖊 📚 استاد شاگردانش را به یک گردش تفریحی به کوهستان ب...

🌷چشمه باشاستاد شاگردانش را به یک گردش تفریحی به کوهستان برده...

استادی شاگردانش را به یک گردش تفریحی درکوهستان برده بود،پس م...

یک مشت خاک را در یک لیوان آب بریز ؛ چند لحظه صبر کن....آیا م...

چشمه باش!یک مشت خاک را در یک لیوان آب بریز، چند لحظه صبر کن،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط