{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part:6

part:6
ویو کوک
که یهو صدای زنگ بلن شد تهیونگ بلن شد که ببین کی.
ابرو هاش رفت توهم یعنی کی بود
رفتم که ببین کی بودش دیدم (سروای)
(راوی:سروای دوسدختر قبلی جونکوک بودش که بخواتر بی خوانوادگی کوک باهم کات کردن)
+میشناسیش؟
_عهه آره این.. این دوسدوختر قبلی منه.
+تو دوس دختر داشتی!
_من مننن متسفم
+ایبی نداره
دستمو کشید بور پوشتش با ان یکی دست درو زد که باز شه
ا
اومد تو.
علامت سروای*
*جونکوک بیا برگرد
تا تهیونگ رو دید ساکت شد
*عهه سلام من
+میدونم.... حرفتوبزن
*جونکوک بیا برگرد ببخشید همه چی تقصیر منه... من دوست دارم
+منم دوسش دارم
پریدم وسط حرفش وگفتم: از اینجا بورو دیگه نمی خوام ببینمت
اومد توبغلم
تهیونگ حلش داد عقب. یه سیلی خابوند در گوشش
رفت بیرون
رفتم تو بغلش گفتم :تو دوباره جونه منو نجات دادا
گفت:بهم اجازه میدی؟
نفهمیدم منظورش چیه!
(حمایت +پارت های بعدی)
دیدگاه ها (۰)

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

پسر بد (61)

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

پارت ۲

Iove and the moonPart20تقریبا داشیم آماده رفتن میشدیمکوک: مط...

عشق اینترنتی PART: 4

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط