{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منتظر مانده ام ای ساحره بیرون بزنی

منتظر مانده ام ای ساحره بیرون بزنی
نیل برداری و از قاهره بیرون بزنی

کرمها دور گلو تار تو را می بافند
وای از آن روز که از حنجره بیرون بزنی

پشت در نام تو را نعره کشیدم شاید
شعله ور گردی و از پنجره بیرون بزنی

قاب تنگی ست بهشتی که به ما سیب نداد
حور من کاش از این منظره بیرون بزنی

آی آبستن احساس خدا خواسته است
مریم من شوی و باکره بیرون بزنی

می گُریزی و می آیی به خیالم هر روز
پس محال است از این خاطره بیرون بزنی

شاعران در شب شعرت همه جمعند که تو
کی به پا خیزی و از کُنگره بیرون بزنی

بادبادک شدم و بازی یه تقدیری تلخ
تا نَخَم را تو کَی از قرقره بیرون بزنی
دیدگاه ها (۱)

پاک کنید گذشته‌ی تمام شده را...اگر عکسی دارید که شمارا به عم...

چه فرقی می کندمرد باشی یا زن؛حریمت حرمت دارد!هر کسی که از در...

عشق وقتی میزند بر نیل موسی میشوددر حلولِ مریمِ قدیس عیسی میش...

عشق وقتی میزند بر نیل موسی میشوددر حلولِ مریمِ قدیس عیسی میش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط