عشق اول

رمان عشق اول...

گزارش نزنید...!

* از دید ریهاکو *
وای باید سریع آماده‌شم... فکر نکنم امروز بتونم برم سر کار
( توجه کنید ریهاکو الان ۱۵ سالشه )
نه نه! مجبورم! اگر پول جور نکنم تا یه ماه دیگه مادربزرگم میمیره!
* سریع لباس میپوشه و به سمت محل کار میره *
( ببخشید بچه ها اول داستان یه جوری شد )
* درحالی که ریهاکو داره بدو بدو میدوه به سمت محل کار *
( ریهاکو پرستار هست )
( میخوام فازو عوض کنم... ریهاکو توی مهمون خونه که مشر^وب و اینا میخورن کار میکنه... تمام چیزایی که اون بالا گفتم رو فراموش کنید.... الان شب هست و ریهاکو داره به سمت نامعلوم فرار میکنه چون دو تا پسر چاق، زشت و م^ست دنبالش هستن.... سریع در یه خونه‌ی نامعلوم رو باز میکنه و میره توش و در رو قفل میکنه و راستی خود ریهاکو هم بدجور م^سته... به پشت سرش نگاه میکنه که یک مرد یعنی همون جونکیک رو میبینه.... قدش ۱۹۸ هست و ریهاکو ۱۶۷... جینکیک میفهمه ریهاکو م^سته... آروم بغلش میکنه )
ریهاکو : ب..ببخشید که بدون اجازه اومدم داخل
( آها راستی ریهاکو الان... اینجا ۲۵ سالشه )
جینکیک : اشکال نداره... حالت خوبه؟
ریهاکو : آ.. آره...
* جینکیک ریهاکو رو بین دیوار و خودش گیر میندازه *
ریهاکو : چ...چیکار می..میکنی؟
* ریهاکو برای یه سانیه شوکه میشه و سرخ میشه *
جینکیک : ا..
ریهاکو : خیلی خوب... فقط من اولین بارمه خواهش میکنم اروم رفتار کن...
* جینکیک پوزخندی میزنه *
جینکیک : باشه...
* ریهاکو رو پرنسسی بغل میکنه و به سمت اتاق میبره *

خوب شده؟ نظر بدید اگر خوب شد پارت بعد هم بزارم
دیدگاه ها (۲)

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

سناریو میتسویا پارت ۲

true love①⑥شش ماه بعدا/تشش ماه هست خبری از تهیونگ ندارم... ا...

پارت چهارم ۱۴ سال بعد راوی: الان چهارده سال از زمانی که جونگ...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

سناریو سانزو پارت 1

تکپارتی جونگ کوک

پارت ۴

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط