من آدمی بودم که همیشه می خندید و همه دوسش داشتن

من آدمی بودم که همیشه می خندید و همه دوسش داشتن
اما حالا شدم آدمی که لب هاش خیلی وقته
طعم لبخند رو نچشیده و همه تنهاش گذاشتن،
میدونی از کی اینطوری شدم؟
از اون روزی که تو اومدی توی زندگیم و رفتی...
.
.
#درشکه
#عاشقانه_ها
#عاشقانه
#تنهایی
دیدگاه ها (۱)

امروز ۱۶ مهر هستششاید برای همه یه روز عادی توی ماه اول فصل س...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁵لب‌هام رو روی هم فشار دادم.+اره..دوست...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.48(روایت از زبان ا.ت)هن...

کپشن💘🙃عروسک من😈🔞پارت هفتاد ...نشسته بودیم بعد از اون تاب و ک...

dark life = 33

پوستر جدیددددددددد

#چند پارتی تهیونگ و اتنزدیکای عصر بود. توی خیابون ها قدم میز...

کپشننننننننننن🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐دوردونه سکسی🤤🔞پارت دو صدای شلیک و دیگر...

رمان اسیر خان پارت چهاردهم ۱۴

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟎 🤍🎀𓂃 ࣪˖ ִֶָ «حالا که مالِ منی......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط