رمان شروع پائیز در استانبول

#پارت۳
.مریم
که یهو ديدم ساعد داره با چند تا دختره ج////ن////د///ه دور برش میخنده و میاد سرکلاس
و پشت سرش هم زهرا داشت با بغل دستی اون ساعد میاد سرکلاس

زهرا و اون دختره که‌ نمیدونم کیه رفتن نشستن توی جای خود زهرا ومینا
منم با یه نگاه اعصبی بهشون خیره شده بودم که یهو اشکان گفت:
-اون دختره خواهر ساعده اسمش هم سودا هست
مریم:
+خب به منچه؟
برگشتم طرفش و صورت بیخیالش رو دیدم
اونم گفت:
-انقدر اعصبانی بهش خیره شدی که معلوم بود میخواستی بدونی اون کیه که نشسته جای خواهرت
اومدم حرفی بهش بزنم که یهو دیدم مینا وارد کلاس شد
.مینا
اومدم سر کلاس و دیدم که یکی نشسته بغل زهرا اون دیگه کی بود؟... ها فک کنم بغل دستی ساعد خره بود آره رفتم و بهش گفتم:
-عزیزم اینجا جای من هستش میشه بلند شی؟
میخواست حرف بزنه که یهو استاد اومد سرکلاس
استاد:
-عزیزم شما خیلی با هم حرف میزدین منم گفتم سودا بشینه پیش زهرا
منم وسایلم رو با کمک زهرا جمع کردم و رفتم نشستم پیش اون ساعده
که یهو چند نفر با هم گفتن..
#رمان
#رمان_عاشقانه
#عاشقانه
#استانبول
#دانشگاه
#دخترانه
#دخترونه
#رفیق_صمیمی
#رفیق_فاب
#عشق
#پائیز
#پائیز
دیدگاه ها (۱)

علامت ا/ت:○علامت دیگران:_#سکوت_سرخ_پارت_پانزدهم فردا صبح، با...

وقتی حواست نیست یهو میری تو اتاق میبینی لخ*ت مادرزادن😂بنگچان...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

Do I love him, or do I hate him?p¹⁹دختر یه جوری پرید بغل جون...

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

Part ²⁷ویو لیلی جونگکوک داشت رانندگی میکرد که یهو یه ماشینی ...

مافیای من

چند پارتی

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 1)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط