دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من…
دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من…
گر از قفس گریزم، کجا روم کجا من؟/
کجا روم، که راهی به گلشنی ندانم…
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا، من/
نه بستهام به کس دل، نه بسته کس به من دل…
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من/
ز من هرآنکه او دور چو دل به سینه نزدیک…
به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من/
نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی…
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من/
ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟…
که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟/
ستاره ها نهفتم در آسمان ابری…
دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من .../ ❤
گر از قفس گریزم، کجا روم کجا من؟/
کجا روم، که راهی به گلشنی ندانم…
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا، من/
نه بستهام به کس دل، نه بسته کس به من دل…
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من/
ز من هرآنکه او دور چو دل به سینه نزدیک…
به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من/
نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی…
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من/
ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟…
که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟/
ستاره ها نهفتم در آسمان ابری…
دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من .../ ❤
- ۴.۵k
- ۰۶ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط