بلاخره بیوی کامل فلیکس اوسی اصلیم!!
بیوگرافی: فلیکس پارکر.
اسم: فلیکس (اسمی که که خودش گذاشته فلیکسه ، اسمی که از بچگی روش بود فینه)
فامیلی: پارکر (از اون خونواده نیست و فامیل اصلیش رو فقط خودش میدونه..)
سن: هر سال دنیای واقعی تغییر میکنه، اسمال ۳۲ سالشه قراره ۳۱ اکتبر امسال ۳۳ ساله بشه
متولد: ۱۹۹۵ ، ۳۱ اکتبر (به شمسی: ۹ ابان، ۱۳۷۴)
نژاد: انسان/گرگ سیاه، (نژاد گرگش : گرگ خاکستری ملانیستیک، رنگ: سیاه(یکمی خاکستری و سفید هم هس)
ملیت: هیچوقت خودمم نفهمیدم ولی بابای هاروی ومیا (پدرخوانده فلیکس ینی) آلمانی بود و مامانش هم همینطور خودش آلمانی بلده ولی اهل لس انجلسه
گروهخونی: ab
تاریخ مرگ: هنوز سالش رومشخص نکردم ولی دقیقا روز قبل تولدش میمیره :)
شغل: خیلی شغل های زیادی داشته، جاسوس بوده چمیدونم دزد بوده تو کافه کار میکرده اصن همهچی(فعلا نویسندگی میکنه و گیتار میزنه) ولیخب اکه بخوایم چیزی رو "شغل" حسابکنیممم...خانهدار_(جر خوردم)
علایق: کتاب خوندن/نوشتن، رمان، آرایش کردن، دوستاش، خانوادهش، نارنگی (بسیار رندوم_)
چیزاییکه ازش بدشون میاد: بی توجهی شدن بهش، دخالت کردن توی "کارهاش"، فین وقتی نمیزاره خودش چیزیبگه، و خیلی چیزای ریز.
دوستان/نزدیکانش: ناتسوکی(زنش)، فین(این پیچیدس.)، استر (دوست صمیمیش) میا(خواهرناتنیش)، هاروی(برادر ناتنیش)، می (استالکرش؟.)، وینسنت(شاید باورتون نشه ولی تنها کسیه که توی این داستان با فلیکس نسبتخونی داره!)، وینستون(استاد تمرینش با تفنگ، چاقو، و کلا تمرین جسمانی)، هلن (...)، پیکو/کسیلدا(هم خونه ایش، براش مثل دخترش میمونه)، مامان باباش امیلی و دیمیتری،
تایپ شخصیتی: entp
سکشوالیتی: پنسکشوال(داداشمی فلیکس_)
قابلیت ها: شفا دادن، تنها قابلیتی که میتونه بدون فین انجامش بده ولی با فین میتونه هرکاری که ارادش رو داره انجام بده.
همین، تمومشد ؛)
اسم: فلیکس (اسمی که که خودش گذاشته فلیکسه ، اسمی که از بچگی روش بود فینه)
فامیلی: پارکر (از اون خونواده نیست و فامیل اصلیش رو فقط خودش میدونه..)
سن: هر سال دنیای واقعی تغییر میکنه، اسمال ۳۲ سالشه قراره ۳۱ اکتبر امسال ۳۳ ساله بشه
متولد: ۱۹۹۵ ، ۳۱ اکتبر (به شمسی: ۹ ابان، ۱۳۷۴)
نژاد: انسان/گرگ سیاه، (نژاد گرگش : گرگ خاکستری ملانیستیک، رنگ: سیاه(یکمی خاکستری و سفید هم هس)
ملیت: هیچوقت خودمم نفهمیدم ولی بابای هاروی ومیا (پدرخوانده فلیکس ینی) آلمانی بود و مامانش هم همینطور خودش آلمانی بلده ولی اهل لس انجلسه
گروهخونی: ab
تاریخ مرگ: هنوز سالش رومشخص نکردم ولی دقیقا روز قبل تولدش میمیره :)
شغل: خیلی شغل های زیادی داشته، جاسوس بوده چمیدونم دزد بوده تو کافه کار میکرده اصن همهچی(فعلا نویسندگی میکنه و گیتار میزنه) ولیخب اکه بخوایم چیزی رو "شغل" حسابکنیممم...خانهدار_(جر خوردم)
علایق: کتاب خوندن/نوشتن، رمان، آرایش کردن، دوستاش، خانوادهش، نارنگی (بسیار رندوم_)
چیزاییکه ازش بدشون میاد: بی توجهی شدن بهش، دخالت کردن توی "کارهاش"، فین وقتی نمیزاره خودش چیزیبگه، و خیلی چیزای ریز.
دوستان/نزدیکانش: ناتسوکی(زنش)، فین(این پیچیدس.)، استر (دوست صمیمیش) میا(خواهرناتنیش)، هاروی(برادر ناتنیش)، می (استالکرش؟.)، وینسنت(شاید باورتون نشه ولی تنها کسیه که توی این داستان با فلیکس نسبتخونی داره!)، وینستون(استاد تمرینش با تفنگ، چاقو، و کلا تمرین جسمانی)، هلن (...)، پیکو/کسیلدا(هم خونه ایش، براش مثل دخترش میمونه)، مامان باباش امیلی و دیمیتری،
تایپ شخصیتی: entp
سکشوالیتی: پنسکشوال(داداشمی فلیکس_)
قابلیت ها: شفا دادن، تنها قابلیتی که میتونه بدون فین انجامش بده ولی با فین میتونه هرکاری که ارادش رو داره انجام بده.
همین، تمومشد ؛)
- ۱۸.۳k
- ۲۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط