ادبیات ناخودآگاه!

سلام، ببخشید، مریم کجاست؟
🤔 سمتِ راستِ هستی!
😳 خوب پس هستی کجاست؟
🤔 سمتِ چپِ مریم!
😳😳 هردوتاشان کجا هستند؟
معلومه دیگه، کنار هم هستند. اصلا نمی‌توانند جای دیگری باشند.
🤨 ما رو گرفتی آقا!! درست نشونی بده!! ...
فکر کنم تا همین حد گفتگو کافیست. جملات بالا می‌توانست مکالمه من با یک رهگذر باشد که #نشانی می‌خواست و من از سرِ سرخوشی جوابهای درست اما بی‌فایده داده‌ام؛ که البته منشأ آن #ذهن_خیالباف من است و بس! بله، درست فهمیدید. اسامی "مریم" و "هستی" نام دو #آپارتمان همسایه است که دست برقضا در مسیر پیاده‌روی روزانه من قرار دارند. نمی‌دانم سازندگان می‌دانستند ترکیب نام دو ساختمان یک جمله کامل را تشکیل می‌دهد: "مریم هستی." حالا اینکه جمله‌اش #خبری یا #پرسشی یا حتی#امری، برمی‌گردد به ذوق خواننده. راستش فکر می‌کنم اگر ساختمان دیگری در سمت چپ "هستی" با نماد "؟" یا "!" وجود داشت، ادبیات کاملی را تشکیل می‌داد؛ ادبیات ناخودآگاه!
دیدگاه ها (۱)

واقعا بیزارم… از همه‌چیز.هر روز، کیری‌تر و تخمی‌تر از دیروز....

୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی زمانی که دست‌های تهیونگ بین انگشت‌...

فاصله یک لبخند تا جنون

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 9 | چیزی که اسم نداشتروزها یکی پس از دیگری می‌...

پروانه جان

میبخشی پارت ۳

هر وقت #او بخواهد#داستانکساعت سازی بود که ساعت هم تعمیر می ک...

جهانی میان بیداری و خواب

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟡: ساختمان قدیمیساعت پنج و پنجاه و پنج دقیق...

پیامی که نباید می‌رسید پارت ۱ | پیامی که نباید می‌رسید ساعت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط