{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رنگ های آبی آسمانی و سبز را دوست داشت ، از قرمز بدش می آم

رنگ های آبی آسمانی و سبز را دوست داشت ، از قرمز بدش می آمد. می گفت « از جبهه این قرمز برای من شده یک جور سمبل قساوت »
قرمزی رژ لب ناراحتش میکرد.
به همسرش می گفت « من تورا همان طور که هستی می خواهم »
شهید زین الدین

آمده ام بگویم کجایی شهید عزیز ببینی زنان نه ، بلکه مردان سرزمین من کوی سبقت را ربوده اند دیگر قرمز نماد
قساوت نیست نماد فرهنگ و کلاس و مدرنیته بودن است و دیگر نمیشود مردانه بودن را در آنها یافت دلم لک زده
است برای آبجی گفتن های مردانه نه اینکه به یک بانــــــــــو ، یه غریبه میگویند خانمـــــی ...
دیدگاه ها (۳)

رنگ های آبی آسمانی و سبز را دوست داشت ، از قرمز بدش می آمد. ...

رنگ های آبی آسمانی و سبز را دوست داشت ، از قرمز بدش می آمد. ...

رنگ های آبی آسمانی و سبز را دوست داشت ، از قرمز بدش می آمد. ...

رنگ های آبی آسمانی و سبز را دوست داشت ، از قرمز بدش می آمد. ...

نگ های آبی آسمانی و سبز را دوست داشت ، از قرمز بدش می آمد. م...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت نهمکتابخانه برای چند ثانیه کامل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط