{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر ای یکدانه وتنهاترین غم خوارمن 

مادر ای یکدانه وتنهاترین غم خوارمن 

از من عاشق تربه من دیوانه و بیمارمن

وصف تو نتوان به صدها دفترودیوان نوشت

ای که وصفت روز و شبهاتا ابددرکارمن

پروراندی جان من بارنجهای بی شمار

کی شود قربانیت این جان بی مقدارمن

خرج کردی عمر خود را تابروید جان من

من به لطفت زنده ام ای ابرباران دارمن

شرح لطفت درازل افسانه ای ننوشته بود

جان به قربان تو ای زیباترین پندارمن

قصهٌ ننوشتۀ مهرو وفاراخوانده ای

ای که مهرت تاابددرسینهٌ تبدارمن

درد هایم دردتو رنجم همه درجان تو

ای به دردم مرحم و ای مخزن اسرارمن

هستیم هست ازتو و نامم زتو نامی گرفت

سبز می باشم ز توای سبزی افکارمن

سالهای عمرت افزون ازهزاران سال باد

سالهای عمرمن قربانیت ای یارمن
دیدگاه ها (۱)

دیشب هندونه خوردم ، پوستش و گذاشتم دم در،شهرداری ببرهطرف زنگ...

اگر همه ی مردم بزرگترین غم زندگیشان را در دست بگیرند و در صف...

ازمن مگذربه سادگی‎که من ‎ازخیال تو ‎پیرهنی بافته ام ‎ازجنس ح...

من به رویای باتوبودن دلخوشم به آمدنهای بی مقدمه ات به ماندنه...

مادر ای یکدانه وتنهاترین غم خوارمن از من عاشق تربه من دیوانه...

مادرم 🌹  ای یکدانه وتنهاترین غم خوارمناز من عاشق تربه من دیو...

مادر ای یکدانه وتنهاترین غم خوارمن.از من عاشق تربه من دیوانه...

مادر ای یکدانه وتنهاترین غم خوارمن از من عاشق تربه من دیوانه...

مادر ای یکدانه وتنهاترین غم خوارمن از من عاشق تربه من دیوانه...

مادر ای یکدانه وتنهاترین غم خوارمن از من عاشق تربه من دیوانه...

مادر ای یکدانه وتنهاترین غم خوارمناز من عاشق تربه من دیوانه ...

مادر ای یکدانه وتنهاترین غم خوارمناز من عاشق تربه من دیوانه ...

مادر ای یکدانه و تنهاترین غمخوار مناز من عاشق تر به من دیوان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط