یلا

یلا

(مناظره پسر لر و دختر شهری

پسر:

ای وای یوکینه که منی حوربهشته

ئی دهدره کینه که چنو حور سرشته

تیها پلی و پاک همه دلهان برشته

حکمی ز پی قتل همه خلق نوشته

پاهاس اگوی شاخ بلور منه ظرفن

دستاس منی غنچه کلوس دم برفن

دختر:

ای وای پس این کیست ز ما وصف نماید

با لهجه شیرین زچه ما را بستاید

‏ این کیست که هر لحظه به صد رنگ درآ ید

خواهدکه به نیرنگ دل ما بـربایــــد

یک ذره ز مهرش به دلم هیچ اثر نیست

خاکم به سر ای وای خدا این سرخرکیست

 

نگین
دیدگاه ها (۱)

داراب افسر بختیاری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط