#معلم_مافیا_من

#معلم_مافیا_من
#پارت7


فلش یک به دوساعت بعد پروسرصدا

% آخ جیمین خسته شدم (نفس نفس)

+منم کوک انگار دل سیر ک//تکم زدن. (نفس نفس و خسته)

%بیا بخو///ابیم

+قبوله

هردو پسر به سمت تخ//ت رفتن و کنار هم درا///ز کشیدن و به خواب عمیق فرو رفتن هیچکس نمیدانست که سرنوشت پارک جیمین از فدا به توسط مین یونگی مافیای بزرگ که همه با لقب شوگا میشناختنش و در این نال معلم جیمین بود عوض خواهد شد
سرنوشت چه چیز های برای جیمین به ارمغان خواهد آورد....

فلش بک به عمارت یونگی

ویو یونگی

توی اتاق اطلاعاتم بودم داشتم به پرونده جیمین نگاه میکردم که رفیقم تهیونگ وارد اتاق شد. ( علامت تهیونگ &)

& . سلام یونگ چه خبرا رفیق. (خوشرویی)

-سلام بیا بشین. (لحن جدی)

& . بابا بیخیال کم جدی باش. (خنده)

- همه مثل تو بیکار نیستن تهیونگ (بیخیال)

& . شل کن مرد پاشو بریم با///ر (مصمم)

-نمیتونم باید یه نفر رو پیگیری کنم (جدی)

& بیا بریم خودم برات ردیابیش میکنم (لبخند)

- باشه (تسلیم)

ویو یونگی

بلند شدم رفتم حم//وم و یه دوش ۱۰ مینی گرفتم و اومدم بیرون یه کت شلوار سیاه پوشیدم عطر تل//خم رو زدم و موهامو حالت دادم

& یونگ حاضری بریم؟

-اره اماده ام بریم



چطور بود؟
عالی(🔥)
بد نبود (😭)
دیدگاه ها (۲)

پارت ۲

پارت ششمحدود چند مین بعد ویو تهیونگ: همین طوری به در آوردی ک...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : ششم » بعد همه سوار ون ها شدن و راه ا...

رمان : رفتار سرد

مربی موتور سوار

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

پارت : ۱۶ناشناس : تو ۲ سال میری خارج و هیچ ارتباطی با تهیونگ...

محو زیبایی او پارت ۴۴ویو رزا از درمانگاه خارج شدم ته یونگ کن...

رمان : رفتار سرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط