آنک به دل اسیرمش دردل و جان پذیرمش

آنک به دل اسیرمش دردل و جان پذیرمش

گر چه گذشت عمر من باز ز سر بگیرمش

دل بگداخت چون شکر بازفسرد چون جگر

باز روان شد از بصر تا به نظر بگیرمش
‌
دیدگاه ها (۰)

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

عکس_پس زمینه_موبایل

🌱🍃 پیوسته دل به #صبحِ رخ تو چو ابرویت در بند طرّهٔ سر زلفِ...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

چرا وزیر وکیل دکتر مهندس رئیس و مدیر شدن اما آدم نشدن

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

واقعا با این ترانه و صحنه هاش حال میکنم

🚩 محسن یادگاری مجری تجمع شب ۱۹۰ مردم مبعوث شده در حسینیه ایر...

( last minute )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط