❀hopmin❃وانشات❀

𝐇𝐚𝐩𝐩𝐲 𝐁𝐢𝐫𝐭𝐡𝐝𝐚𝐲 𝐉𝐡𝐨𝐩𝐞🎈🧧
━━━━━━━━━━━━━━━━━━

تفنگاشون رو سمت هم نشونه گرفتن .
دست هردوشون میلرزید، این یه دوئل بینشون بود .
زمانی که از هم جدا شدن فکر نمیکردن روزی دوباره همو ببینن اونم تو این موقعیت .
فکرشون توی اخرین لحظاتی بود که از هم جدا شدن .
طعم بوسه ها هنوز یادشون بود و باعث میشد دوباره سمت هم کشیده بشن .
_پارک جیمین چطور تو رو توی این لجنزار میبینمت؟
جیمین لب پایینشو گزید با اینکه میدونست از نقطه ضعف های هوپیه .
هوپی با دیدن گزش لب کوچولوی روبه روش به طرفش هجوم برد و بدون کنترل بهش حمله کرد.
جیمین خیلی ناشی تر از هوپی بود پس زود تو چنگالش گرفتار شد و تفنگ ددی قبلیش روی گردنش قرار گرفت.
_هنوز هم بی ملاحظه و ریسک پذیری بیبی.
قلباشون توی سینه داشت با سرعت هزار میتپید .
_پس بیبی بی ملاحظتو ببر پیش خودت و از این منجلاب بکشش بیرون .
هوپی دستشو به چونه ی بیبیش رسوند و صورتشو سمت خودش برگردوند .
_پس اماده باش برای برگشت شکوهمندت به تخت من.
هوپی خم شد و لبای درشت بیبیش رو بین لبای نازک خودش گرفت .
_ددی من امادم تا باهات بیام

ꨄ︎#Concept ⁂#Helma ⁂#Hop ⁂
━━━━━━━━━━━━━━━━━━
#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره
دیدگاه ها (۱)

&سناریو&وقتی:``وقتی‌ براشون‌ بالم‌ لب‌ میزنی....``مکنه لاینج...

رمان دختر خاص ماشین جلوی در خونهٔ جیمین نگه داشت. ات با خستگ...

هرچی ب جیمین پیام میدادم یا زنگ میزدم جواب نمیداد حسابی نگرا...

★عشقی که بهم دادی★پارت ۱۲..._جیمینی؟یونگی با نگاه شوکه ای به...

وقتی دخترش از خونه فرار میکنهولی توی کنسرت....🖤😔🥀P.t 4&خب خا...

ʀᴇᴅᴇᴇᴍᴇʀنجات دهندهp⁸"ویو نویسنده"جیمین پاشد و دستش رو توی جی...

《 رومان دریای آبی 》پارت 59ات با دیدن جیمین خندش گرفت جیمین ا...

سناریو

سناریو ✨ درخواستی ✨وقتی شیطونی کردی و لبشو گاز گرفتی نامینام...

من با ی تک پارتی جدید برگشتم👋🏻🦾

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط