ســـ ــینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خ

ســـ ــینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت *
دیدگاه ها (۱)

❤️زانکوقشنگ شد....❤️🔥💗عشق را تن پوش جانم مے ڪنی💗چترے از گل س...

قسم به ضربان قلبی که در سینه برای تو به یادتو می تپدو قسم به...

تقدیم به همه دنیام:🫀🫂تير مژگانت دلم را خسته كرد             ...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

کبوتر طوقی

*آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زده بر جسم و تن و روح ...

دل لرزان و نگاه نگران من و توعاقبت فاش کند عشق نهان من وتوزن...

چه‌ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردممگر دشمن کند این‌ها...

«پیرمرد راست می‌گفت؛ زندگی انگار هیچ‌وقت قواره‌اش به تنِ ما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط