اشعاری از این بنده حقیر نثار ارباب دو عالم حسین(ع)جانم

اشعاری از این بنده حقیر نثار ارباب دو عالم حسین(ع)جانم
این چه عشقیست که اینان، همه دیوانه شدن
مست و شیدا و غزل خوان و، همه واله شدن
این چه عشقیست که اشک،درقدح جام رهاست
این دل شوریده را مست ، از این دام رهاست
این چه عشقیست حسین جان،که همه ناله زنند
دست در دست هم و ، جان به این خانه زنند 
«یامولای من »
به امید آن روزی که همه دوستان به پا بوس آقامون مشرف بشن.
آمین. 
مارا هم از دعای خودتون بی نصیب نگذارید

#محرم
دیدگاه ها (۷)

⬛⬛⬛⬛⬛⬛⬛⬛⬛از عرش از میان حسینیه ی خدا آمد صدای ناله ی حی علی ...

نگاه گریه داری داشت زینبچه گام استواری داشت زینبچهل منزل حسی...

⚫️بعد از کربلا چه گذشت..(قسمت ۸)

سالار زينب (س) نگاه گریه داری داشت زینب چه گام استواری داش...

قبر خاکی شهید کمیل:'( :'( ........ دل نوشته ای برای آقا مصطف...

رسول چهارمحالی شاعر ازنایی

در بشارة المصطفی به سندش از عطیة بن سعد بن جناده کوفی جدلی7 ...

#فکرنو#شهدا#کربلابسم رب الشهدا و الصدیقین ..ماجرای کوله پشتی...

در رگ حادثه، خون موج زد، آیینه شکستشعله‌ور شد در و دیوار حرم...

شب چهارم محرم : شب طفلان حضرت زینب (س)صف کشیده می رسد آن حید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط