#حکایت_قدیمی
#حکایت_قدیمی
حکایت مرد لافزن؛ راستگویی سودمندتر از دروغ است
مردی هر روز لب و سبیلش را با دنبه چرب میکرد و به مجلس ثروتمندان میرفت تا وانمود کند غذای چرب و مفصلی خورده است؛ در حالی که از شدت گرسنگی شکمش به صدا درآمده بود!
روزی گربه دنبه را ربود و پسرش با صدای بلند در مجلس فریاد زد: «پدر! همان دنبهای که هر روز لب و سبیلت را با آن چرب میکردی، گربه برد!»
حاضران با شنیدن ماجرا خندیدند و وقتی از حقیقت باخبر شدند، به مرد غذا دادند.
این حکایت یادآوری میکند که لافزدن و خودنمایی نهتنها سودی ندارد، بلکه گاهی انسان را از کمک دیگران محروم میکند. راستگویی همیشه بهتر از تظاهر است.
🌱 راستی، از هزار لاف و ادعا ارزشمندتر است.
💯
حکایت مرد لافزن؛ راستگویی سودمندتر از دروغ است
مردی هر روز لب و سبیلش را با دنبه چرب میکرد و به مجلس ثروتمندان میرفت تا وانمود کند غذای چرب و مفصلی خورده است؛ در حالی که از شدت گرسنگی شکمش به صدا درآمده بود!
روزی گربه دنبه را ربود و پسرش با صدای بلند در مجلس فریاد زد: «پدر! همان دنبهای که هر روز لب و سبیلت را با آن چرب میکردی، گربه برد!»
حاضران با شنیدن ماجرا خندیدند و وقتی از حقیقت باخبر شدند، به مرد غذا دادند.
این حکایت یادآوری میکند که لافزدن و خودنمایی نهتنها سودی ندارد، بلکه گاهی انسان را از کمک دیگران محروم میکند. راستگویی همیشه بهتر از تظاهر است.
🌱 راستی، از هزار لاف و ادعا ارزشمندتر است.
💯
- ۱۱۹
- ۱۰ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط