{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به سر خاک پدر، دخترکی

به سر خاک پدر، دخترکی
صورت و سینه بناخن میخست
که نه پیوند و نه مادر دارم
کاش روحم به پدر می‌پیوست
گریه‌ام بهر پدر نیست که او
مرد و از رنج تهیدستی رست
زان کنم گریه که اندریم بخت
دام بر هر طرف انداخت گسست
شصت سال آفت این دریا دید
هیچ ماهیش نیفتاد به شست
پدرم مرد ز بی داروئی
وندرین کوی، سه داروگر هست
دل مسکینم از این غم بگداخت
که طبیبش ببالین ننشست
سوی همسایه پی نان رفتم
تا مرا دید، در خانه ببست
همه دیدند که افتاده ز پای
لیک روزی نگرفتندش دست
آب دادم بپدر چون نان خواست
دیشب از دیدهٔ من آتش جست
هم قبا داشت ثریا، هم کفش
دل من بود که ایام شکست
اینهمه بخل چرا کرد، مگر
من چه میخواستم از گیتی پست
سیم و زر بود، خدائی گر بود
آه از این آدمی دیوپرست
دیدگاه ها (۳)

نهان شد از گل زردی گلی سپید که ما سپید جامه و از هر گنه مبرا...

بلبلی گفت بکنج قفسی که چنین روز، مرا باور نیست آخر این فتنه،...

خمید نرگس پژمرده‌ای ز اندوه و شرم چو دید جلوهٔ گلهای بوستانی...

به ماه دی، گلستان گفت با برف که ما را چند حیران میگذاری بسی ...

به سر خاک پدر، دخترکیصورت و سینه بناخن میخستکه نه پیوند و نه...

خیلی عالیه طولانی هست اما عالیهاگه دلتون شکست و اشکتون جاری ...

سحر بود و غم و دردسحر بود و صدای نفس خسته ی یک مردکه آرام در...

تاتامی

«خدا؛ رفیقِ بی‌حَد» | منشورِ قدرتِ بهرام محمدیبند ۱۳: رنج‌ ب...

«خدا؛ رفیقِ بی‌حَد» | منشورِ قدرتِ بهرام محمدیبند ۱۳: رنج‌ ب...

واو جالب شد!!

تظاهرات ضد نتانیاهو در چندین شهر سرزمین‌های اشغالی 🔺ده هزار ...

🔴حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، نمایندهٔ پیشین مجلس به یک سال حبس تعل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط