{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه غریب ماندی ای دل

چه غریب ماندی ای دل
نه غمی
نه غمگساری
نه به انتظار یاری
نه ز یار انتظاری
غم اگر به کوه گویم
بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی
نتوان کشید باری
هوشنگ ابتهاج🌹
دیدگاه ها (۱)

حکایت🌹 پیرمردی که‌ شغلش ‌دامداری‌ بود‌، نقل‌ میکرد:‌‌‌‌‌ گرگ...

جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریستدر عشق تو بی جسم همی باید زیست...

ز بس دعا که بکردم دعا شدست وجودمکه هر که بیند رویم دعا به خا...

شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید شب را چه گن...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿چه غریب ماندی ای دل نه غمی، نه غمگسار...

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگسارینه به انتظار یاری ،...

چه غریب ماندی ای دل!نه غمی، نه غمگسارینه به انتظار یاری،نه ز...

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگسارینه به انتظار یاری ،...

چه غریب ماندی ای دل!نه غمی، نه غمگسارینه به انتظار یاری،نه ز...

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگسارینه به انتظار یاری ،...

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگسارینه به انتظار یاری ،...

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگسارینه به انتظار یاری ،...

چه غریب ماندی ای دل! نه غمی، نه غمگسارینه به انتظار یاری نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط