#سناریو_scenario

#سناریو_scenario

وقتی: رفتی حموم و یکساعته نیومدی بیرون و اونا ترسیدن و میان داخل

✘↬نامجون⇜وایی ا.ت حداقل یکم سرصدا کن سکته کردم

✘↬جین⇜وایییی چرا لخ...تییییی
ا.ت:اومدم ح...موممممممم برو بیرونننننن
جین:چرا حمومت انقد طول میکشه مگه اون تو چیکار میکنی

✘↬هوسوک⇜چرا داد میزنی ترسیدم خبببب

✘↬شوگا⇜ع اینجایی...زود بیا دیگه خفه نشدی؟

✘↬جیمین⇜میخوای دیگه نرم بیرون حواسم بهت باشه؟
ا.ت:جیمین الان وقتش نیست بزار مث ادم حمومو کنم...چرا کمربندتو باز میکنیییی؟؟ نههه برو اونوررررر

✘↬تهیونگ⇜خب ترسیدمممم حالا جیغ نکش به هر حال که دیدمشون مزشونم چشیدم

✘↬کوکی⇜خب حالا منو میترسونی...بیا بیرون تنب...یهت کنم....
دیدگاه ها (۰)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

دختر تنها______________________________________________ساعت ...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔_ برو می‌خوام تنها باشم نیم نگاهی به چمدو...

Kim v

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

عشق اینترنتی PART: 4

part : sixجیمین : ا‌.ت کدوم دوستت میاد ؟ا.ت : جیا . جیمین چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط