ازدواج اجباری

پارت پنجم

ویو ساعت ۶:

از طرف ات :

روبه روی اینه ی اتاقم ایستاده بودم و خودم رو نگاه می کردم لباسم خیلی خوب به تنم نشسته بود تیشرت لانگ مشکی همراه با سویشرت و دامن کوتاه مشکی با جوراب بلند سفید و کتونی و کیف صورتی کمرنگ.
برای صورتم یه میکاپ ملیح صورتی انجام داده بودم و در نهایت با تینت امضای کارمو زده بودم.
برای موهام موهام رو با اتو بیشتر لختش کردم و در نهایت باز گذاشتم و یه کش سیاه تو دستم انداختم.
چند ثانیه بعد پیامی از طرف تهیونگ برام اومد

- جلوی عمارتم اگه آماده ای بیا پایین
+ اوکی

لبخندی زدم و گوشی رو داخل کیفم گذاشتم و قبل از بیرون رفتن عطرم و به گردن و مچم زدم تا خوش باشم
در اتاقم رو بستم و قبل از بیرون رفتن با پدر و مادرم خداحافظی کردم و بهشون گفتم که با تهیونگ برای خرید میرم البته که خودشون هم میدونستن

با سرعت دو از عمارت خارج شدم و رو به روی در بزرگ عمارت ماشین مشکی بزرگ تهیونگ رو دیدم
نفس عمیقی کشیدم و سمت ماشین حرکت کردم و سوار شدم .
تهیونگ خیلی خوشتیپ شده بود تو دلم کلی عررر زدم و بعد سلام کردم و تهیونگ هم برای اولین بار جواب سلامم رو داد و حرکت کرد. تا رسیدن به فروشگاه هیچ حرفی رد و بدل نشد فقط صدای پیامک های من و ایوان سکوت رو میشکست ( بچه ها ایوان هم دوست صمیمی ات هستش و نقش تقریبا مهمی داره )

ویو تهیونگ:


ادامه دارد......


گوگولی هااا سلام من برگشتمممممم
بنظرتون اگه تهیونگ بفهمه که ات دوست صمیمی پسر داره چه واکنشی نشون میده؟ فاز شیطانی برداشتمم😂😂
دیدگاه ها (۳)

#میکاپ_آرتیست_من

چند پارتی (درخواستی)

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:15[ویو جونگکوک]داشتم به دشمن ...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

پارت ۴ وقتی بهت سیلی زد ویو توی دادگاه جونگوک : آت غلط کردم ...

به زیباییه مشکی

عشق سوری پارت 9ویو کوک باید برم دنبال اون دختره اوفففف رفت د...

وقتی عموت بود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط