دختـرم امروز بـرای تـو مینویسم!سالها بعد اگـر بدنیا آمــد
دختـرم امروز بـرای تـو مینویسم!سالها بعد اگـر بدنیا آمــدی بزرگ شدی;قد کشیدی;خانــومـ شُدی دلــمـ میخواهــد تو را از تمامـ پسـرهآی محلهـ ، مدرسهـ ، دانشگآهـ دور کنم دلمـ میخواهد نگذارمـ از خانه بیرون بــروی دختـرم میدانم از مــن متنفــر میشــی میدانـم مرا بدتــرین مادر دنیا میدانی میدانم..خوب میدانـــــم امـا دخترم اگــر بدانی چـهـ بر سر جــوانی مادرت آمدچــگونهـ دلش شکست و آرزو هایش تباه شداز مادر گٍلهٍ نمیکنــی دختـرم وقتی سنت در گیر احساس است و منطق نمیشناسد"عـــآشـق میشـوی"دخترکمـ ، عاشقی درد دارد بمیرد مـآدر و آن روزهایت را نبیند...︶︿︶
- ۳۹۸
- ۰۳ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط